تبليغاتX
دانش ارتباطات

اگر بخواهيم تلفن همراه را در چند جمله معنا كنيم بايد بگوييم تلفن همراه يك وسيله ارتباطي شخصي براي تماس‌هاي فوري و اضطراري است كه به دو صورت نوشتاري و گفتاري قابل استفاده است.

 تلفن همراه وسيله‌اي است تا توسط آن افراد هميشه در دسترس باشند و به راحتي با يكديگر تماس برقرار كنند. يكي ديگر از مزيت‌هاي تلفن همراه قابليت چندكاره‌بودن گوشي‌هاي آن است.

اما مسئله‌اي كه حايز اهميت است و بايد به آن توجه داشت، اين است كه تلفن همراه يك وسيله شخصي است كه استفاده از آن فراگير شده و به‌عنوان عضوي جدانشدني از ما هرلحظه و هرجا همراه‌مان خواهد بود. اين وسيله ضروري نوعي ارتباط بين ما با خود به‌وجود آورده است. اين ارتباط داري آداب و فرهنگ خاصي است كه بي‌توجهي به آن مي‌تواند به شخصيت و درك اجتماعي ما نزد ديگران ضربه وارد كند.

برخلاف تصور برخي از افراد كه تصور مي‌كنند داشتن تلفن همراه يا گوشي گرانقيمت با تكنولوژي پيشرفته، نوعي افتخار محسوب مي‌شود و نشانه‌شأن و شخصيت والاي آنهاست، شناخت و رعايت فرهنگ استفاده از اين وسيله ارتباطي است كه بيش از هر موضوع ديگري شخصيت متعادل ما در استفاده از تكنولوژي را نشان مي‌دهد.برخي از مواردي كه در زمان استفاده از تلفن همراه بهتر است به آنها توجه كرد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در یکشنبه 19 مهر1388 و ساعت |

 دارید در خیابان راه می‌روید، ‌و به دنبال جایی خوب می‌گردید که غذا بخورید. گوشی تلفن‌‌تان را در دست می‌گیرید و مانند نمایاب یک دوربین از آن استفاده می‌کنید.
 همشهری آنلاین:آنگاه روی صفحه آنچه که جلوی شماست می‌بیند. یک شاخص با رنگ درخشان رستوران‌ها و کافه‌های مجاور را به شما نشان می‌دهد. به خیابانی دیگر می‌پیچید و شاخص‌ها صحنه جدیدی را نشان می‌دهند. روی یک شاخص مربوط به رستوران کلیک می‌کنید، و آنگاه می‌توانید نظارت مشتریان و اطلاعات مربوط به قیمت‌ها را ببینید. آیا می‌خواهید دیدی از ساختمان‌ها داشته باشد؟ نشانه‌ها به راحتی تغییر می‌کنند تا اطلاعاتی در مورد ساختمان‌های که از کنار آنها می‌گذرید، به شما می‌دهند.

این تصویر افزوده با کامپیوتر از جهان تنها برای ارگانیسم‌های سیبرنتیک در فیلم‌های علمی- تخیلی نیست. به طور فراینده‌ای می‌توان این تصاویر افزوده را در تلفن‌های همراه، به رایگان یا با قیمت ارزان،‌ از طریق برنامه‌هایی كه  "واقعیت افزوده" (augmented reality) را فراهم می‌کنند،‌ یافت.

این کاربردها از GPS تلفن استفاده می‌کنند و اطلاعات را دریافت می‌کنند و به شبکه‌های پرسرعت بی‌سیم دسترسی دارند تا محتوای مشروح وب محلی را با جهانی که شما را احاطه می‌کند،‌ درآمیزند.

این امر به معنای ان است که شما می‌توانید آپارتمان‌های در دسترس را در یک بلوک ساختمانی که از کنار آن می‌گذارد، ببینید. می‌توانید عکس‌هایی را که افراد دیگر از پارکی که از کنار آن می‌گذرید، گرفته‌اند، ببینید، یا در  آن نزدیکی ایستگاه اتوبوس یا اتاق هتل پیدا کنید- و تمام این کارها را با بالا بردن تلفن و نگاه کردن به صفحه آن انجام می‌دهید.

این امکان‌های یکی کردن دنیاهای مجازی و واقعی تازه دارد خود را نشان می‌دهد. اولین تلفن‌‌های گوگل دارای سیستم عامل آندروئید هستند، که دارای امکانات واقعیت افزوده هستند،‌ سال گذشته به بازار آمدند. آیفون با ارائه آیفون 3GS در ماه ژوئن در جهت ارائه خدمات واقعیت افزوده گام برداشت. اپل همچنین اخیرا مانند گوگل به سازندگان نرم افزار امکان داده است که روی نمایاب دوربین تلفن‌های‌شان تصویر بیندازند.

در حالیکه تلفن‌های همراه روز به روز هوشمندتر می‌شوند و شبکه‌های GPS و بی‌سیم بهبود پیدا می‌کنند،‌ ممکن است به زودی با استفاده از اطلاعات به دست آمده از اینترنت برای دانستن درباره هر چیزی از خوردن تا بازی ویدئویی انجام دادن، وقت بیشتری را در دنیای به طور مجازی افزوده‌ شده، بگذرانیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در یکشنبه 19 مهر1388 و ساعت |

استفاده از تلفن همراه در جامعه امروزي تنها محدود به بزرگسالان نبوده و اغلب نوجوانان و گهگاه کودکان نيز هر يک به نوعي داراي يك خط تلفن همراه اختصاصي هستند.
با همه گيرشدن عرضه انواع گوشي تلفن همراه و سيم کارت، مقاومت والدين در برابر اصرار کودکان به استفاده از اين وسيله ارتباطي بي فايده است. به همين دليل كارشناسان معتقدند كه بايد روش هاي مخالفت در اين خصوص مورد بررسي قرار گيرد تا از سويي هم به خواسته کودکان در زمينه تهيه تلفن همراه پاسخ داده شود و هم از طرف ديگر موارد کنترلي از جانب برخي والدين که استفاده از اين وسيله را براي  فرزندان خود لازم مي دانند اعمال شود.

با توجه به افزايش قابليت هاي گوشي هاي تلفن همراه، نحوه استفاده از اين وسيله ارتباطي تغيير کرده و در برخي موارد استفاده نادرست از آن، مشکلات رواني و جسماني را براي افراد به خصوص کودکان و نوجوانان سبب شده است. پخش و نشر فيلم ها ، تصاوير و پيام هاي غيراخلاقي از طريق اين وسيله ارتباطي در ميان کودکان و نوجوانان از آفات استفاده نادرست از تلفن همراه است.
 بسياري از کارشناسان معتقدند استفاده از تلفن همراه براي کودکان در سنين پايين غير ضروري و زيان آور است.
استفاده از گوشي تلفن همراه توسط دانش آموزان درمدارس موجب شده تا توجهي به مطالب آموزشي نداشته باشند. به همين دليل بسياري از مدارس با ممنوع کردن تلفن همراه درصدد مقابله با اين مسئله برآمده اند.


اعتياد به موبايل
به اعتقاد روانشناسان نوجواناني که ساعات طولاني از تلفن هاي همراه استفاده مي کنند،پس از مدتي با اختلالات رواني مواجه و به استفاده بي رويه و نادرست از اين وسيله معتاد مي شوند.عمده ترين تفاوت موجود ميان اين اعتياد و اعتياد به الکل و يا مواد مخدر اين است که استفاده از تلفن همراه غير قانوني نيست.
دكتر احسان گلريز- روانشناس- مي گويد: بيشتر معتادان به تلفن همراه داراي اعتماد به نفس کمي بوده و در برقراري روابط اجتماعي با ديگران مشکل دارند و به همين خاطر احساس مي کنند که همواره بايد از اين طريق با ديگران در ارتباط و در تماس باشند.
خاموش بودن تلفن همراه براي اين افراد نگراني وتشويش ،بي خوابي،تشنج و سوهاضمه ايجاد مي کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 و ساعت |

طی قرون ۱۴ و ۱۵ میلادی نظام چند قطبی قبلی به یک نظام تک قطبی با مرکزیت اروپا تبدیل شد وعاملش هم انقلاب صنعتی بود مثلاً انگلستان به علت دست‌یابی به امکانات و تکنولوژیهای جدید از جمله ماشین بخار و ساخت کشتی های اقیانوس پیمای پرسرنشین شروع به دست انداختن به کشورهای آسیایی از جمله هندوستان کردو استعمار بوجود آمد.در مرکزیت این نظام تک قطبی انگلستان، هلند، بلژیک و تمام کشورهای استعمارگران قرن ۱۴ و ۱۵ میلادی قرار داشتند.

در قرن بیستم و پس از پایان جنگ جهانی دوم تغییراتی در روابط بین‌الملل بوجود آمد و آن نظام تک قطبی به یکباره از شکل قبلی تبدیل به نظامی شد به مرکزیت ایالات متحده.درواقع پیروزی ایالات متحده در حنگ جهانی دوم باعث شد که نظام اقتصادی آمریکا دست نخورده باقی بماند و پس از جنگ بتواند یک ابتدا سلطله سنگین اقتصادی و به تدریج فرهنگی را آغاز کند.

این آمریکا محوری پیامدهایی نیز در حوزه ارتباطات داشت که یکی از آن ها، به وجود آمدن اصطلاح جدیدی بنام "امپریالیسم فرهنگی" بود و حتی این اصطلاح در دهه ۱۹۷۰میلادی به ادبیات یونسکو نیز راه یافت و از سوی آن سازمان در پاریس کتابی منتشر شد با عنوان " خیابان یک طرفه" که عنوان می‌کرد یک جریات یکطرفه تولیدات سینمایی و تلویزیونی از سوی چند کشور محدود به بقیه کشورها در حال حرکت است.کمی قبل از همان دوران بود که "سورکارنو" در ملاقات با هنرمندان سینمای آمریکا در جارکارتا، خطاب به آنان گفت که هالیوود شمابه عنوان یکی از پایگاههای امپریالیست فرهنگی به آسیا الگو می‌دهد.

کمی قبل از همین سال ها بود که مک لوهان پیش‌بینی خود را درباره ۵۰ سال بعد با عنوان دهکده جهانی مطرح کرد. اما این دهکده کمی زودتر از آنچه که ایشان پیش‌بینی کرد، اتفاق افتاد. مک لوهان در پیش بینی های خود، بسیار زیبا اینترنت را توصیف مِی‌کند. او می‌گوید یک سیستم مرکزی عصبی، اهالی کره زمین را همچون پوششی در برخواهد گرفت.او در مورد دهکده جهانی می‌گوید، ارتباطات جهانی بیشتر میان فردی خواهد شد و حتی می‌گوید نظارت بر رفتارهای انسانها ممکن پذیرتر خواهد بود وانبوهی از فضولات اطلاعاتی شکل خواهد گرفت که انسان برای مواجهه با آن نیازمند سواد رسانه خواهد بود .

آثار دهکده جهانی زودتر از سال ۲۰۱۴ میلادی پدید آمد. ما بایداثرات دهکده جهانی را از ۱۹۹۰ پیگیری ‌کنیم به این شکل که:

اولین وب سرور در اوایل دهه ۱۹۹۰ راه افتاد. همان زمان سطح پوشش پخش تلویزیونی ماهواره ای یا DVSقاره ای شد. همان سال ۱۹۹۰ بود که اولین ماهواره ارتباطی بالا سر آسیا آمد و در ایران اولین دیشها بکار گرفته شد و متعاقباً وب سایت یاهو بکار افتاد.
در همان سال ها بود من که اولین تحقیق در باره پخش مستقیم ماهواره ای را به سفارش پژوهشها مجلس انجام دادم. در آن تحقیق مشخص شد که دولتهای آسیایی به این پدیده ۶ نوع عکس‌العمل نشان داده اند.
۱) شیفتگی محاسبه شده: نه تنها منع نکردند، بلکه تسهیلاتی نیز برای مردم فراهم کردند. مانند اسراییل، سنگاپور و کویت

۲) مجاز بودن استفاده، همزمان با اتخاذ تدابیر رقابتی (مانند هندوستان)
۳) ایجاد موانع مالیاتی همزمان با اتخاذ تدابیر رقابتی (مانند پاکستان)
۴) وضع قوانین بازدارنده، به پشتوانه توانمندی های نرمافزاری و سخت افزاری بومی (مانند ژاپن)
۵) وضع قوانین بازدارنده، همزمان با اتخاذ تدابیر رقابتی (مانند عربستان سعودی)
۶) عدم توانایی اتخاذ تصمیم، اما مطالعه برای اتخاذ تدابیر رقابتی (مانند آذربایجان، تاجیکستان)
اکنون چیزی که مشخص است این است که یک پروسه تاریخی اتفاق افتاده نه پروژه، به عبارت دیگر کسی نیامده طراحی کند که دهکده جهانی شکل بگیرد . البته نکته مهم این است که خود دهکده جهانی ویژگی هایی دارد که یکی از آن ها، فراهم شدن تسهیلات در اجرای پروژه های ارتباطی بر علیه جوامع دیگر است. آنچنانکه در همان سال های اولیه ورود ماهواره بر فراز آسیا، پاکستان در نزاع دیرینه خود با هند، بر سر کشمیر، از شبکه ماهواره ای استار استفاده کرد

در آغاز همین راه و در همان اواسط دهه ۱۹۹۰میلادی بود که  که اصطلاح تهاجم فرهنگی بوجود آمد. البته یک سری مشابهت‌هایی بین تهاجم نظامی و تهاجم فرهنگی وجود دارد، ولی ساختار و کارکرد این دو پدیده کاملاً بایکدیگر متمایز است. مهمترین مشابهت این دو، توانایی غلبه بر فاصله، توانایی عبور از موانع و امکان تسخیر بدون حاکمیت است. مثلاً در مورد توانایی غلبه بر فاصله، می دانیم تا جنگ جهانی اول، شلیک کنندگان همدیگر را می‌دیدند، بعد از آن بود که غلبه بر فاصله گسترش یافت و پس از جنگ دوم به کمک موشکهای بالستیکی عبور از قار‌ه‌ها میسر شد. یعنی چیزی مشابه عبور امواج برنامه های ماهواره ای از فراز قاره ها.
به نظر می رسد، دهکده جهانی یک وضعیت در حال گذر است. اتفاقاتی در آینده خواهد افتاد که اساس آن پیشرفت هوش مصنوعی و رشد بیوتکنولوژی است. در آینده امکان ذخیره سازی اطلاعات در مولکول های پروتئین مقدور خواهد شد. درست چیزی مشابه فرایندی که در هیپو کامپ مغز بشر اتفاق می‌افتد. از ترکیب این دو، دستگاههای قابل حملی ساخته خواهد شد که مثلا وقتی یک چینی با یک ایرانی مواجه شود ـ چه واقعی و چه در شرایط واقعیت مجازی ـ کافی است ایرانی در آن دستگاه کد سیستم مترجم زبان چینی را بدهد و طرف مقابل زبان فارسی را بدون اینکه نیاز به مترجم داشته باشند. آن وقت می توانند با یکدیگر صحبت کنند. پیش بینی ها می گوید که این امر حدود ۳۰ سال دیگر اتفاق خواهد افتاد. آنوقت تمامی شرایط دهکده جهانی بر هم خواهد ریخت . تمام رادیوو تلویزیونها ی ۳۰ سال بعد و اینترنتهای پر حرکت و مخصوصا تلفن همراه به ما اجازه خواهد داد تا ما ۳۰ سال آینده با تمام ادیان، مذاهب، وملیتها بنا به سلایق مورد نیازمان ارتباط برقرارکنیم و همین یک نکته کافیست که دهکده جهانی را تغییر بدهد.

آنچه که مهم است پس از دهکده جهانی ارتباطات و پدیده مبادله پیام مشابه وضعیتی خواهد بود شبیه بازارهای سنتی مشرق زمین بویژه بازارهای تجارتی قرن دهم میلادی در ایران. مهمترین خصلت بازارهای سنتی آن دوران این بود که هر کس بر اساس نیازهای خود و بصورت گزینشی اقدام به داد و ستد می کرد. در واقع هر کس می توانست هر دو نقش خریدار و فروشنده را ایفا کند.

احداث بازارهای آن دوران به گونه ای بود که دو سمت از شهر را به هم وصل می‌کرد. بنابراین بسیاری از مردم، بازار را را نه برای خرید، بلکه برای عبور انتخاب می کردند، البته این عابران ممکن بود موقعی که از بازار رد می‌شوند خرید هم بکنند و یا چیزی را هم بفروشند. در واقع هر لحظه، این امکان وجود داشت که هر سه نقش مختلف خریدار، فروشنده و عابر را ایفا کنند.

این یک شرایط سه عنصری بود، مشابه بازار پیام پیش رو، با این تفاوت که در بازار قبلی، اگر فروشنده کالایی را به یک نفر می‌داد، دیگر مالک آن کالای خاص نبود و به جایش پول دریافت ‌کرده بود. به همین جهت، در بازار سنتی حجم کالا ثابت بود. در حالیکه در بازار پیام، وقتی مالک پیام، پیامی را به دیگری می دهد، کماکان خودش نیز مالک پیام باقی می ماند. در این جلسه گفته شد که خبر گزاری فارس روزانه معادل ۹ جلد کتاب ۶۰۰ صفحه‌ای خروجی اطلاعات دیجیتالی دارد مجسم کنید که سه دهه بعد و با امکانات آن موقع، فرایند رد و بدل پیام چه عدد نجومی خواهد بود. به ویژه آنکه در آن زمان هر کسی می تواند خودش نقش یک خبرگزاری را ایفا کند.پس حجم بازار پیام به صورت تصاعد هندسی رو به افزایش خواهد گذارد، در حالیکه متوسط فاصله دسترسی فرستندگان پیام با گیرندگان، مشابه فاصله دو حجره روبرو در بازار های سنتی ثابت خواهد ماند و در عوض قدرت جستجوگری پیام گیران یا ارتباط گیران آنچنان وسیع و پویا خواهد شد که یک وب یا تارنمای جدید به وجود خواهد آمد که می توان آن را وب پویا نامید.

در مدل زیر، جستجو گران و ارتباط گیران به صورت دایره های سفید، همان ها در نقش ارتباط گران آماتور به صورت دایره سیاه و ارتباط گران حرفه ای به صورت بیضی نمایش داده شده اند. نکته مهم در این مدل آن است که فاصله دو ارتباط گر از روبرو و با مخاطبان ـ بی توجه به اندازه بیضی ها ـ ثابت و یکسان است.
در بازار پیام، دروازه بان پیام از دست ارتباط گران خارج و در دست ارتباط‌گیران قرار خواهد گرفت. به این ترتیب فراهم شدن اجرای هم زمان هر سه نقش گیرنده پیام، فرستنده پیام و جستجوگر پیام و برداشت موانع ناشی از دروازه بانی پیام و تفاوت زبان ها، سبب خواهد شد که در بازار پیام، ملت های مختلف بدون مداخله دولت هاو بدون مداخله بروپاگاندیسهای سیاسی، دینی و مذهبی به طور مستقیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و این امرسبب خواهد شد که ضمن نمود عجیب نسبیت در فرهنگها، انسان های کره زمین خواهند توانست هم تفاوت ها ی یکدیگر را شفاف تر درک کنند و هم مشابهت ها را. مثلاً فرصتی تاریخی فراهم خواهد شد که سه دین ابراهیمی، بدون واسطه به چنین شناختی برسند.

برای ساکنان کشورهایی مثل ایران، با پیشینه سنگین دیکتاتوری که همیشه حاکمان ارتباط عمودی و آمرانه ایجاد می‌کردند فرصتی فراهم خواهد شد که ارتباط افقی را تداوم بخشند. در آن شرایط، دولت های ارتباط گر تبدیل خواهند شد به ارتباط‌گران دولتی، مرزهای ارتباطی برداشته خواهد شد و مخاطبان دیگر با رسانه های کشورها مواجه نخواهند بود بلکه با خود فرستندگان روبه‌رو می‌شوند

در بازار پیام شکل توده ( Mass ) تغییر می کند.دیگر مخاطب انبوه وجود نخواهد داشت بلکه هر آدمی حسب خصایصی که دارد می‌تواند مخاطب لحظه ای یکی از پیامهای عظیمی باشد که در بازار پیام جاری است. مثلاً ممکن است یک خانم فیزیکدان در یک لحظه مخاطب یک برنامه علمی فیزیک باشد و در لحظه‌ای دیگر چون منتظر تولد فرزند است با یک خانم کم سواد هندی مشترکا مخاطب برنامه مربوط به نگهداری کودک باشد . چنین وضعیتی در مدل زیر تجسم شده است. در این مدل مخاطبان انبوه تبدیل مجموعه ای متکثر از دسته های مخاطب شده اند که همچون شیشه های دایره مانندرنگین، از همپوشانی آن ها، رنگ های جدید ایجاد شده است.
در بازار عطارها یک اصطلاحی رایج بود که می‌گفتند، خربزه و عسل را با هم نخور چون ممکن است تداخل پیدا کند. نمی‌گفتند مرگ بر خربزه و یا مرگ بر عسل. به خربوزه و عسل و تولید کنندگان آن کاری نداشتند، مصرف کننده را نصیحت می کردند که این دو را با هم نخورد. به نظر من در بازار پیام نیز باید مردم مراقب تداخل فرهنگی بود، نه تهاجم فرهنگی.برای آماده شدن به منظور ورود به بازار پیام، سوای نیاز به زیر بناهای سخت افزاری، ( مانند داشتن ماهواره ملی، توسعه شبکه های فیبر نوری و.. به یک سری زیر بناهای نرم افزاری نیاز است که باید فراهم کرد. بخشی از آن ها عبارتند از:

۱)شناخت خردمندانه نیاز های ارتباطی اقوام و پاره فرهنگ های ملی و تلاش در تأمین نیازهای مذکور
۲) تلاش در آگاه کردن مخاطبان داخلی در مورد ساخت و کارکرد بازار جهانی پیام و عناصر شکل دهنده تداخل فرهنگی و آموزش شیوه رفتار بار رسانه ها با هدف اجتناب از آثار سوء تداخل فرهنگی
۳) اجرای ارتباطات افقی به جای ارتباطات عمودی، در همه سطوح دینی، سیاسی و میان قومی.
۴) فراهم کردن تسهیلات، برای دسترسی نخبگان، به رسانه ها
۵) اجرای طرح های خردمندانه برای مواجه با تداخل فرهنگی، به جای مشابه دانستن پروسه جهانی شدن با تهاجم فرهنگی.
۶) باور به این اصل که نظریه تزریقی، یک خیال است و مخاطبان رسانه ها منفعل نیستند، بلکه موجوداتی فعال و گزینشگرند.
۷) فراهم کردن زیر ساخت های نرم افزاری ارتباطی در سطح ملی با رویکرد افزایش امکان برقراری ارتباطات میان فرهنگی میان اقوام موجود در سرزمین ملی
۸) وضع قوانین رسانه ای متناسب با خصلت های جدید رسانه ها و واقعیات ارتباطی جهان معاصر و متعاقباً بازار پیام، به منظور حفظ ارتباط مخاطبان ملی با رسانه های بومی و پاسداری از رسانه های مذکور، در قبال از دست دادن مخاطبان بومی.
۹) پذیرش این اصل که در آینده، اعمال نظارت های سنتی بر رسانه های خارج، اما رو به داخل امکان پذیر نیست، در نتیجه به منظور افزایش توان دست اندرکاران رسانه های داخلی در رقابت با امواج بیرونی، شیوه های مراقبت جایگزین شیوه های سنتی نظارت شود.
۱۰) به هر نوع انحصار رسمی و یا غیر رسمی رسانه ای پایان داده شود. تا بتوان مشارکت همگان را برای تولید و انتشار پیام در داخل کشور فراهم کرد.

+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در یکشنبه 10 آذر1387 و ساعت |

 خلاصه :

1-       سرعت انتقال پيام

2-       ارسال و دريافت   SMS

3-       دوربين عكاسي و فيلمبرداري

4-       امكان ارسال عكس و فيلم

5-       دريافت امواج راديو ، تلويزيون و ماهواره

6-       رايانه ( قابليت و كاركرد هاي رايانه را دارد )

7-       وسيله اتصال به شبكه اينترنت

8-       ردياب الكترونيكي GPS(سيتم تعيين موقعيت جهاني)

9-       بازيهاي سرگرم كننده

۱۰- تبلیغات بازرگانی و سیاسی

۱۱-  ساير خدمات

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


1-       سرعت انتقال پيام

با توجه اينكه تلفن همراه هميشه همراه انسان است در تمامي لحظات مي شود با اين وسيله سرعيترين ارتباط را با مبادي دور داشت و از مزيت سرعت انتقال پيام در همه جا استفاده نمود.

 

2-       ارسال و دريافت SMS  

 

« سرويس SMS  ابتدا در سال 1991 در اروپا و در شبكه بي سيم به كار گرفته شد.در سال 1998 در كنار سيستم PCS با تكميل فناوري هاي CDMA و SMS ,TDMA در بين مشتركين محبوبيت غيرقابل پيشبيني اي يافت و در جايگاه واقعي خود قرار گرفت. اين سيستم با قابليت point to point ( از يك مشترك به مشترك ديگر) وpoint to multipoint (از يك مشترك به چند مشترك ) و روش ارسال پيام، به طور عمومي توانسته است از يك طرف جايگاه با ارزشي را به لحاظ اقتصادي براي اپراتورهاي ارائه دهنده خدمات GSM  و از طرف ديگر تسهيلاتي و سرويس هاي ارزش افزوده و كاربردي فراواني را براي مشتركان فراهم آورد.

 SMS يا سيستم پيام كوتاه پروتوكلي است كه به شماه اجازه مي دهد پيغام هاي كوتاهي به صورت متن از طريق تلفن هاي موبايل خود ارسال كنيد. اين پيغام ها در واقع بسيار كوتاه هستند : 16 حرف براي پيام هاي با زبان هاي مشتق از لاتين ، و حداكثر 70 حرف براي زبان هاي غيرلاتين مثل فارسي و عربي و چيني . به رغم اين محدوديت ، SMSدر آوريل 1999 بسيار فراگير شده بود تا آنجا كه بيش از يك ميليارد پيغام در آن ماه با استفاده از اين سيستم ارسال شد كه تعداد اين پيغام ها هر شش ماه دو برابر مي شود.

استفاده اوليه SMS براي اطلاع به كاربران در خصوص دريافت يك نامه از طريق پست الكترونيك (ايميل)يا اطلاع به وي در مورد دريافت يك پيغام صوتي بود. بدون استفاده از اين سرويس،كاربران ناچارند به طور مرتب صندوق پستي يا صوتي خود را بررسي كنند كه آيا پيغام جديدي رسيده يا خير. خصوصا در مورد پيام هاي فوري اين سرويس مي تواند خيلي مفيد باشد.

قالب SMS  به نحوي است كه نمي تواند متن كامل يك نامه را برايتان نمايش دهد،زيرا محدوديت 160 حرفي تنها براي نمايش تاريخ،ساعت ،فرستنده و عنوان نامه كفايت مي كند. البته برخي خدمات در حال گسترش ارائه خدمات پيام هاي چندگانه هستند كه به مرور در حال گسترش مي باشند .

از آنجا كه نوع بشر شيفته برقراري ارتباط با ديگران است، توانايي  SMSدر ارسال پيام هاي كوتاه ميان تلفن هاي موبايل و همچنين بين موبايل و كامپيوترهاي شخصي توانسته آن را به محبوب ترين و پراستفاده ترين ابزار تبديل كند. در بسياري از كشورها كه استفاده از كامپيوترهاي شخصي و تلفن موبايل و حتي پيجر رواج دارد، به خصوص جوان ها و نوجوان ها ،براي غلبه بر محدوديت تعداد حروف زبان خاص خود را ابداع كرده اند كه روز به روز توسعه بيشتري مي يابد.به عنوان مثال براي عبارت از خنده دارم مي ميرم (  laughing out loud ) مخفف آن يعني LOLرايج شده ايت واين داستان ادامه دارد.

البته بيشتر مردم از اين سرويس فقط براي ارسال پيام هاي كوتاه و مهم استفاده مي كنند . بدين ترتيب SMSبه مقدار زيادي شبيه سرويس ICQ (كه در واقع بيان عبارتI speak you است )يا چت از طريق ياهو وMSN شده است، شما در پيام كوتاهي ارسال مي كنيد و مخاطب شما نيز در همان لحظه آن را مي گيرد و پاسخ مي دهد. با اين مزيت كه براي پاسخ به پيام هاي  ICQبايد پشت ميزتان باشيد در حالي كه SMS همه جا همراه شما است .

SMSC

SMSC،علامت اختصاري (short message service center) ،  ‹‹ مركز سرويس پيام كوتاه ›› مي باشد كه به عنوان جزئي از شبكه GSM امكانات SMSرا براي مشتركين شبكه موبايل فراهم مي كند. سوالي كه در اينجا ممكن است پيش بيايد اين است كه مگر وجود سوييچ هاي شبكه كه كار برقراري ارتباطات صدايي را برعهده دارند براي رد و بدل كردن كوته پيام ها كافي نيست ؟ در اين بخش سعي داريم به اين سوال پاسخ دهيم.

فلسفه وجودي چنين سيستمي اين است كه طبق استاندارد ، ارسال كوته پيام به طور مستقيم صورت نمي گيرد. بلكهSMSC به عنوان واسط ميان مبدأ و مقصد ، پيام هاي كوتاه را از فرستنده دريافت كرده و به گيرنده تحويل مي دهد. در حقيقت وظيفه ‹‹ ذخيره و ارسال ›› ( store and forward) كوته پيام ها را برعهده دارد».

 ( سايت مخابرات ایران  ،1385 )

« تاسیسات فنی اس.ام.اس در ایران با تاخیر فراوان، در اواخر سال ۱۳۸۱ شمسی (اوایل سال ۲۰۰۳ میلادی) در شرکت مخابرات راه‌اندازی شد و از آن پس با شتابی فزاینده رشد و گسترش پیدا کرد. به حدی که به عنوان مثال تنها ظرف ۶ روز از ۲۹ اسفند ۱۳۸۴ تا ۶ فروردین ۱۳۸۵، ۱۷۵ میلیون اس ام اس به قیمت تقریبی دو میلیارد تومان، به نواحی مختلف کشور ارسال شد. از این میان تنها سهم روز اول سال ۸۵ بیش از ۳۰ میلیون پیام کوتاه بوده است.

فزونی شمارگان اس.ام.اس‌های ارسالی به خوبی بیانگر میزان محبوبیت این وسیله ارتباطی در ایران است، اما پیش از آنکه به علل محبوبیت آن بپردازیم لازم است از بحث آمار و ارقام کمی فاصله گرفته و تا حد مقدور به محتوای اس ام اس های رد و بدل شده در ایران توجه كنيم».( شوقی ، 1385 : 15)

۳-دوربين عكاسي و فيلمبرداري

 

 تلفن همراه نسل هاي جديد ، امكانات عكاسي تا 10 مگاپيكسل را امروزه براي كساني كه دوربين عكاسي همراه جهت ثبت لحظات و خاطرات مي خواهند فراهم آورده است و از طرفي ديگر دوربين فيلمبرداري تلفن همراه با قابليت ضبط فيلم اين امكان مناسب جهت بهترين بهره  برداري را از تمامي لحظات در كنار خانواده ، همكاران و.... ثبت نمايد.

 

 

4-       امكان ارسال عكس و فيلم

 

« در كشورهاي پيشرفته نوعي سـرویس جـدید اخیرآ ارائه شده است که به دارندگان این گونه گوشی ها امکان تغییر آن وضع را خواهد داد سرویس Radar ارائه شده توسّط شرکت جدید التأسیسTiny Pictures با این هدف طرّّاحی شده است که عکس هائی را که توسّط دوربین های تلفن های همراه شما گرفته می شود به یک کانال ارتباطی خوب با دوستانتان تبدیل کند مدیر اجرائی پروژهء Radar، جان پویسون1 می گوید او زمانی متوجـّه وجود بازاری پررونق برای این کالا شده است که در بخش توسعه و تحقیقات شرکت Sony Mobile در ژاپن، کار می کرده او می گوید، "با نگاهی به دینامیسم اجتماعی، ما در یافتیم که دوربین های نصب شده روی گوشی های همراه در واقع ابزار هائی ارتباطی هستند، نه صرفآ دوربین هایی دیجیتال به نظر او، ایده ای که در پس طرّاحی Radar خوابیده این است که به جای اینکه به گرفتن عکس هائی با کیفیـّت پائین با دوبین گوشی خود کفایت کنیم، و آنگاه آنها را روی کامپیوتر شخصی (PC) خودمان آپلــود کنیــم، بتوانیم به همــان راحتــی که با دوستانمان تمــاس تلفنــی می گیریم، یا برایشان SMS می فرستیم، با آنــها ارتباط سریع تصویری داشته باشیم مشترکین این سرویس می توانند پس از گرفتن عکس هایشان آنها را از طریق کد Radar خود و یک کانال اختصاصی با استفاده از گوشیشان به گوشی هر دوستی که بخواهند، یا e-mial او، ارسال کنند.همچنین تمام کاربران دیگری که از سیستم Radar استفاده می کنــند و از طــرف گیــرنده عکــس مجــاز شنــاخته می شــوند نیز خــواهند تــوانست عکــس ها را، چــه روی اینتــرنت و چــه روی گوشی هایشان ببینند، به آنها پاسخ دهند، یا در موردشان مطلب بنویسند پویسون می گوید، "این کار به همان سادگی عکس گرفتن با گوشی همراه است. دوستان شما خواهند توانست لحظه ای پس از گرفتن عکس ها آنها را مشاهده کنند" به نظر او امتیاز استفاده از Radar صرفآ در ارسال عکس ها نیست، بلکه در فراهم آوردن امکان ارتباط آنی است وی می افزاید: "در این سرویس به اشتراک گذاردن عکس هایتان با دوستانی که برایتان اهمیّت دارند بیش از کیفیّـت عکس ها مدّ نظر است. کانال ویژهء من همچنین مثل روز شمار مصوّر زندگی من است. عکس ارسالی ممکن است از سفرهء ناهار امروز من باشد، یا هر چیز دیگری که فکرش را بکنید. در مجموع این عکس برای به اشتراک گذاردن یک لحظه از زندگی من با یک یا چند دوست گرفته شده است پویسون بلافاصله خاطر نشان کرد، Radar" قرار نیست چیزی شبیه ارائهء عکس های شما روی «وبلاگتان» باشد " وی افزود، "ما فکر می کنیم این سرویس بیشتر مربوط به استفادهء مناسب از تکنولوژی مدرن ارتباطات باشد تا هر بخش مرتبط با عکـّاسی، مثل وبلاگ تصویری. این یعنی برقراری یک ارتباط نزدیک و خصوصی. "برای فهم بهتر امکانات این سرویس شما می توانید به تشکیل یک گروه مشترکین پیام های فوری تصویری فکر کنید." پویسون می گوید Radar همچنین پیشگام انقلابی در زمینهء تاریخ عکاسی است، چون آنی بودن تکنولوژی دوربین های Polaroid را با سادگی استفاده از دوربین های گوشی های همراه در هم می آمیزد، و در عین حال امکان اشتراک جمعی و آنی عکس ها را برای نخستین بار فراهم می آورد. وی می افزاید: "این در واقع گسترش دامنهء اهداف عکـّاسی است. شما اکنون امکان به اشتراک گذاردن عکسی را که گرفته اید بطور آنی، نه تنها با دوستان نزدیکتان، بلکه با مردم سراسر جهان، پیدا کرده اید!" ».

( خلیقی ،1385: 13)

 

 

 

5-       دريافت امواج راديو ، تلويزيون و ماهواره

 

بيشتر تلفن هاي نسل جديد امواج راديويي را دريافت مي كنند. در اوايل سال 2006 سرويس پخش تلويزيوني رور تلفن همراه در انگلستان راه اندازي شد اين سويس در حقيقت به هزاران شركت فراهم كننده محتواي ويديويي در دنيا امكان مي دهد برنامه ها و كليپ هاي خود را از طريق اين مجراي ارتباطي جديد به دست مشترياني در كشور برسانند.

در اواخر سال 2006 نيز 90ميليون كاربر تلفن همراه قادر به تماساي تلويزيون هاي ديجيتال شدند پخش كننده هاي تلويزيوني نيپون ، فوجي و تي وي آساهي از جمله شركت هايي هستند كه قراردادهايي را با شركت تلفن امضا، كرده اند».      ( سايت بي بي سی ۲۰۰۶)

 

 

 

6-       رايانه ( قابليت و كاركرد هاي رايانه را دارد )

 

« بازار نرم افزار گوشی های هوشمند داغ تر می شود برای فروشندگـان نرم افزار، بازار گوشی های هوشمند دارد کم کم همان اهمـیّت و ارزشی را پیدا می کند که روزی کامپبوترهای رومیزی شخصی و لپ تاپ ها داشتند این امر ناشی از آنست که گوشی های هوشمند بیش از آنکه تلفن باشند به کامپیوترهای کوچک جیبی – از نوع خود – دارند شبیه می شوند آنچه به دارندگان این گوشی ها امکان بهره مندی از این دنیای امکانات متــنوّع را مــی دهــد آشنائی با سیستم های آنها، مجمــوعه برنامه های کاربردي گوشی ها، و امکانات و عملکرد هائی است که به کاربران امکان استفاده آسان از این ماشین های هوشمند را می دهد در مورد کامپبوترهای رومیزی و لپ تاپ ها، نرم افزار ها و سیستم های عامل، عمدتآ ویندوز، Mac OS، و یا در مواردی Linux است. معادل اين سیستم عامل ها در مورد گوشي های هوشمند سيستم عامل  است که توسط کنسرسیومی به همين نام متشکل از سازندگان نرم افزار های ارتباطات راه دور، متشکــّل از Nokia، Sony-Ericsson ساخته شده است. چند غول تکنولوژی دیگر در اين حوزه شامل Palm PCs است که سيستم عاملي معروف به Palm را مي سازد ، یا Windows for Pocket PC ، iMate و غیره دیگر چه انتظاری دارید؟ صاحبان کامپبوترهای شخصی به ندرت تنها با OS و نرم افزار های استاندارد دیگری که برای کارهای اداری طرّاحی شده، مثل برنامه های مختلف Word، صفحه هائی که قابل گسترش در محیط های مختلف هستند، و امکان ارسال e-mail راضی می شوند این گونه برنامه ها می توانند از انواع پیشــرفته تری مانند Adobe Photoshop، یا همانند ساز کابین خلبان، و غیره باشند. آنها همچنین می توانند از انواع ساده تری، مثل WinZip، برنامه های ضدّ ویروس، نرم افزار هائی برای تغییر نام خودکار اسم فایل ها، صدا ساز ها و غیره را شامل بشوند استفاده کنندگان از گوشی های هوشــمند نیــز وضع مشــابهی دارنــد. آنــها بــه نــدرت با آنچــه فروشنــدگان گوشــی در اختیارشان قرار می دهند – يعني صرف سيستم عامل - راضی می شوند. بــازی های اضافــی، نــرم افزارهائی که از داده هـــای آنها پشتیبــانی کنـــند، برنــامه های امنیــّتی باز هم پیشرفته تر برخی از نرم افزار های پیشنهادی طرّاحان دستهء سوّمی هستند، که به آسانی روی شبکهء اینترنت در اختیار عموم هستند کسانی که از گوشی های هوشمندشان برای ارسال e-mail استفاده می کنند دریافته اند امروز نصب یک سیستم خوب ضدّ ویروس روی گوشی آنها همانقدر مهمّ است که نصب آن روی کامپیوتر رومیزی اهمیّت دارد در واقع، ویروس ها می توانند گوشی ها را هم آلوده کنند. من نرم افزار جالبی پیدا کرده ام که روزی وری گوشی هوشمنــدم داونــلود و نصــب شد، و می تواند جلوی ورود SMS ها از طرف کــسانی که نام هایشان در دفتر تلفن گوشی من نیست را بگیرد».( خلیقی ،12: 1385)

 

 

7-       وسيله اتصال به شبكه اينترنت

 

شركتهاي تلفني با كمال تعجب دريافتند كه به كارگيري و ايجاد شبكه اينترنت و شبكه جهاني وب جهان گستر كه يكي از جنبه هاي مهم آن، چند منظوره اي بودن آن است، با بهره گيري كاملا جديد از ارتباطات تلفني،به طور روزافزون و با سرعت زيادي در حال شكل گيري است. اين پديده به خاطر اين نيست كه شركتها اين كاربرد جديد را ارائه كرده اند و يا براي آن تبليغ مي كنند،بلكه اين پديده به خاطر عدم علاقه و بي تفاوتي آنها است. اين كاربرد،تاكنون بزرگترين تغيير تأثيرگذار در صنعت مخابرات را در اواخر سالهاي 1990 ايجاد كرده و نوع رونق و پيشرفت نيز بوده است و همچنين نوعي تهديد محتمل به حساب مي آيد. اين كاربرد بر شبكه هاي تلفني و نظامهاي قيمت گذاري فشار مي آورد ولي اين كاربرد فرصتهاي جديدي را نيز مي آفريند. رشد شبكه اينترنت به شركتهاي تلفني اين فرصت را مي دهد كه نقشي جديد داشته باشند و خدمات جديد ارائه كنند. .

 

( جهانگرد ٬ ١٣۸۴: 57)

 

 

8-       ردياب الكترونيكي GPS(سيتم تعيين موقعيت جهاني)

Global Position System

بعضي از شركت هاي تلفن همراه با قرار دادن فناوري GPS روي گوشي ها كاربران را قادر به نقشه خواني و تعيين موقعيت جهاني خود شوند . مكان مورد نظر خود را بيابند و نسبت موقعيت شان با آن مكان را بدانند.

 ( سايت بي بي سي ، 2006)

 

 

 

9-       بازيهاي سرگرم كننده

 

اجراي بازي هاي سرگرم كننده روي گوشي هاي تلفن همراه از ديرباز مورد علاقه كاربران بوده ودر زمينه بازيهاي كامپيوتري تحولات جديدي روي گوشي ها صورت گرفته است. در واقع آنچه كه امروزه تحت عنوان قابليت اجراي بازي ها روي گوشي ها مي شناسيم تركيبي از تي وي گيم و آتاري است.

( سايت بي بي سي ، 2006)

 

 

 
 
the best java games Crazy Football 2006

the best java games Pinups Jam

the best java games Teachers the best java games Quest for Alliance 2 -...

 

10 - تبلیغات بازرگانی و سیاسی

بیشتر کشورها از تلفن همراه در جهت پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی خود استفاده می کنند لذا در ایران نیز کاربران از طریق اس ام اس تبلیغات بازرگانی سازمان های مختلف دریافت می کنند.

 

 

 ۱۱- ساير خدمات

 

« گوشي های همراه روز به روز هوشـمند تـر می شـوند، و مثـلا امروز از بعضـی گوشـی هـا مـی توان برای پرداخت کرایهء اتوبوس فقط با تکان دادن آن استــفاده کــرد! یــکی از نــو آوری های دیگری که در این زمینه جلب توجــّه می کند MotoWallet شرکت موتورولاّست که به کمک آن می توانید حساب های بانکی و اعتباری خود را کنترل کنید». ( خلیقی ،1385: 13)

 

« امروز مراكز ديني هم در عالم مسيحيت و هم در عالم اسلام از ظرفيت هاي موبايل براي پيوند روزمره فردي با كاربران موبايل استفاده مي كنند. كاتوليك ها با اعلام علاقه به دريافت پيام هاي معنوي، بصورت روزانه "پيام هاي معنوي دريافت مي كنند. مثلا در ايرلند با تماس با شماره 53141 اين امكان فراهم مي شود كه 10 دقيقه پيام هاي مذهبي را به صورت صوتي گوش دهند. در تايوان، از تصوير مذهبي براي صفحه اصلي موبايل گرفته تا صداي زنگ موبايل و پيام هاي ديني ظرفيت سازي شده است و يا مسلمانان در سراسر جهان با استفاده از موبايل اف7100 كه توسط كمپاني ال جي كره جنوبي طراحي شده، امكان اعلام اوقات نمازه براي 500 شهر جهان فراهم شده است.

ديني شدن موبايل به قلمروهاي ديگر نيز توسعه پيدا كرده است. جهت قبله و امكان پرداخت صدقات و كمك هاي مالي مثل خمس و زكات توسط موبايل فراهم شده است. مثلا صدقه روزانه كه توسط موبايل صورت مي گيرد و روي قبض موبايل منعكس مي شود . پخش اذان نماز كه قابل انطباق با اكثر كشورهاي جهان هست، نيز كاركردهايي را در موبايل هاي جديد بوجود آورده است كه اين تكنولو‍ژي را ضمن اجتماعي بودن، فرهنگي بودن، اقتصادي بودن، تبديل به يك "صنعت ديني" نيز نموده است».

( عاملی ،1385: 3)

 

منابع:

    1. خلیق ، محمد رضا ، مقاله : تکنولوژی در خدمت ارتباطات ،روزنامه جام جم، ضمیمه کلیک ، 22 مرداد 1385
    2. سایت بی بی سی فارسی سال 2006.
    3. سايت مخابرات ایران   http://www.irantelecom.ir. ، سال1385 .

    4. شوقی ، رضا ، مقاله : تحلیل جامعه شناختی پدیده اس ام اس ایرانی ، هفته نامه عصر ارتباط ، خرداد 1385

    5. عاملی ، سعید رضا ، مقاله فردگرایی جدید و تلفن همراه : تکنولوژی فردگرایی و هویت ، کتابخانه دانشگاه تهران ، شماره133 /8543  سال 1385.

    6. جهانگرد ، نصراله ، زوال فاصله ها ، دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی، سال 84

     

+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در دوشنبه 14 اسفند1385 و ساعت |

«كاستلز: اهميت ارتباطات تلفن همراه از تلويزيون بيشتر است»

 

آلوين تافلر با نوشتن كتاب موج سوم و شوك آينده پيش بيني هايي را درباره ماهيت در حال تحول جامعه جهاني ابراز كرد كه زاويه ديد جديدي در اختيار خواننده مي گذارد تازه ترين كتاب وي كه با همكاري همسرش نوشته شده است، «ثروت انقلابي: چگونه آفريده مي شود و چگونه زندگي ما را تغيير خواهد داد» نام دارد و خاطر نشان مي سازد كه تكنولوژيهاي جديد در دو دهه اخير تأثيرات بسياري بر زندگي ما داشته اند و تا حدي سبك زندگي را تغيير داده اند. علتش شايد اين باشد كه افراد به دليل رشد فناوري هاي اطلاعاتي هر چه بيشتر بازتابي تر شده اند درجه بازانديشي شان بيشتر شده است در واقع ما در جامعه اي هستيم كه شرايط زندگي ما در آن به نحو روز افزون محصول كنش هاي خود مان مي باشد.

در عصر ارتباطات تكنولوژي و رشد فناوري ديجيتالي موجب تغييرات شگرفي در وسايل ارتباطي و نحوه انتقال پيام گرديده است و اين فناوري ها در دنياي ارتباطات و اطلاعات رقيبي براي اشكال مختلف ارتباطات سنتي بوجود آورده است. تكنولوژي هاي ارتباطي جديد داراي نقش و ويژگيهاي خاص خود و حاصل يك ايدئولوژي،  فرهنگ و ساخت ادبي ارتباطي هستند كه از جهاتي نسبت به فضاي سنتي ارتباط ممتاز و متنوع مي باشد. تلفن همراه به عنوان يك وسيله ارتباطي در ابتدا مانند تلفن ثابت با اين تفاوت كه هميشه همراه انسان است در نظر گرفته شده بود اما  اثرات نوع جديد تلفن هاي همراه كه به «نسل سوم»(Third Generation) معروفند متفاوت خواهد بود چون هم سمعي و هم بصري مي باشد.

 افزايش تلفن هاي همراه و گوناگوني خدمات و تبيليغات وابسته به آن،‌ دگرگوني هاي اجتماعي گسترده اي را به دنبال خود آورده است.كه امروزه موفقيتي براي اين رسانه مشاهده مي شود كه به هيچ وجه در ابتدا قابل پيش بيني نبود بعضي از كارشناسان رسانه در توصيف وضعيت امروز و فرداي رسانه ها با لحني مبهم درباره مديريت تلفن همراه بر دهكده جهاني سخن مي گويند اما ويژگيها و كاركردهاي تلفن همراه رفته رفته آن را به يك Supermulti Media تبديل خواهد نمود با توجه به كاركردهاي تلفن همراه نظير: دوربين عكاسي و فيلم برداري،‌ ارسال و دريافت پيام، سرعت انتقال پيام، امكان ارسال عكس و فيلم،‌ ضبط خبرنگاري، دريافت امواج راديو و تلويزيون،‌ رايانه(قابليت و كاركردهاي يك رايانه را دارد) ٬ اتصال به شبكه  می باشد.

+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در دوشنبه 20 شهریور1385 و ساعت |

از نگاه جامعه شناسان دنياي امروزي به ارتباط مستمر يا كنش متقابل ميان مردمي كه بسيار جدا از يكديگرند وابسته است . اما اگر ما تا اين اندازه به ارتباط از راه دور وابسته نبوديم ، تعليم وتربيت به صورت توده گير نه ضروري بود و نه ممكن . در فرهنگهاي قديمي بخش اعظم دانش موجود آن چيزي بود كه يكي از انسان شناسان ، به نام كليفورد گرتس ، دانش محلي ناميده است .
سنتها در اجتماع محلي انتقال مي يافت و اگر چه انديشه هاي كلي فرهنگي به تدريج در مناطق وسيعي منتشر مي گرديد ، فرايندهاي انتشار فرهنگي ، طولاني ، كند و ناپيوسته بود . امروز ، ما در " كل جهان " زندگي مي كنيم به شيوه اي كه براي ژا پل ديديون ، يا هر كسي كه قبل از حدود سال 1800 زندگي مي كرد كاملا غير قابل تصور مي بود . ما از اوضاع و رويدادهاي هزاران مايل دورتر آگاهيم _ ارتباط الكترونيكي چنين آگاهي اي را تقريبا در هر لحظه فراهم مي كند . تغييرات در انتشار اطلاعات ، و در تكنولوژي هاي اطلاعات ، همانند هر جنبه توليد صنعتي بخشي از توسعه جوامع امروزي است . در قرن بيستم ، حمل ونقل سريع و ارتباط الكترونيكي انتشار جهاني اطلاعات را بسيار شدت بخشيده اند.
 رسانه هاي همگاني ( روزنامه ها ، مجلات ، سينما و تلويزيون ) اغلب در ارتباط با سرگرمي در نظر گرفته مي شود ، و بنابراين در زندگي اكثر مردم نسبتا كم اهميت قلمداد مي گردد. چنين ديدگاهي كاملا گمراه كننده است .
ارتباطات همگاني در بسياري جنبه هاي فعاليتهاي اجتماعي ما دخالت دارد . براي مثال ، معاملات پولي اكنون اساسا بر پايه مبادله اطلاعاتي قرار دارد كه در كامپيوترها نگهداري مي شود . حساب بانكي توده اي از اسكناس نيست كه در گاو صندوق نگهداري شود ع بلكه ارقامي است كه روي برگ حساب چاپ شده و در كامپيوتر ذخيره مي شود . هر كس كه از كارت اعتباري استفاده مي كند به يك سيستم بسيار پيچيده اطلاعاتي متصل مي شود كه با وسايل الكترونيكي ذخيره شده و انتقال مي يابد . حتي وسايل سرگرمي مانند روزنامه ها يا تلويزيون تاثير فراگيري برتجربه ما داند . اين امر تنها به اين علت نيست كه آنها بر نگرشهاي ما به شيوه هاي خاصي تاثير مي گذارند ، بلكه از آن روست كه انها وسيله دسترسي به اطلاعاتي هستند كه بسياري فعاليتهاي اجتماعي به ان بستگي دارد . تنها يك فرد تارك دنيا ، ممكن است به طور كامل از رويدادهاي خبري كه بر همه ما تاثير مي گذارد بركنار باشد كاملا مي توان گمان كرد كه تارك دنياي قرن بيستم هم يك راديو داشته باشد !
 
الف )  دنيس مك كويل  و " نظريه ميانجي ميان رسانه و جامعه " 
در نگاه دنيس مك كوايل " نظريه ميانجي رسانه و جامعه "  و نظريه ” جايگزين رسانه و جامعه "  و نظريه “ جامعه توده وار ” با بر شمردن پيش فرضهاي نظريه ميانجي و خصايص آنها ، و با الگوي روابط اين نظريه ، رسانه ها را بيش تر وابسته به نهادهاي سياسي ، اقتصادي ، حقوقي و … مي دانند تا كنترل كننده آنها .
« دنيس مك كويل با تاكيد بر روابط متقابل نهادهاي سياسي ، اقتصادي و حقوقي ، اصول حاكم بر روابط رسانه و جامعه را چنين بيان مي كند :
1 – فلسفه و هنجارهاي حاكم بر فعاليت رسانه ها كه نشات گرفته از پيش فرضهاي ايدئولوژيك است .
2 – قوانين رسمي كه برخي محدوديت ها را براي رسانه ها ايجاد مي كند .
3 – مناسبات اقتصادي حاكم بر فعاليت رسانه ها
4 – پيوندهاي غير رسمي بين رسانه ها و نهادهاي آموزشي ، فرهنگي ، ديني و …
5 – رسانه ها به عنوان نقطه عطف مشترك انواع تجربيات جداگانه و هماهنگ كننده اطلاعات تجربيات و معارف مخاطبان
در خصوص نظريه جايگزين رسانه ها و جامعه ، مك كويل با ترسيم الگويي كه از دو تن از جامعه شناسان به نام  “ بارل ” و “ مورگان ” اقتباس نموده سه بعد “ قدرت ” و سلطه گري در مقابل كثرت گرايي “          " تغيير ” ( رسانه به عنوان محرك ، در مقابل جامعه به عنوان محرك ) و “ گرايش گريز از مركز ( متمايل به مركز رسانه ها ) را تشريح مي كند .
مك كويل در تحليل گرايش هاي متمايل به مركز رسانه ها ( نقش رسانه ها در تقويت و استحكام ارزش ها و باورهاي موجود ) و گريز از مركز رسانه ها ( نقش رسانه ها در تضعيف ارزش هاي موجود و نوگرايي و امروزي شدن ) اذعان مي دارد كه از برخورد اين دو بعد چهار موضع نظري با وجود مثبت و منفي به وجود مي آيد :
1 – گرايش متمايل به مركز رسانه ها در وجه مثبت بر وحدت بخشي و يكپارچه سازي رسانه ها تاكيد مي كند و در وجه منفي بر كنترل و دخل و تضعيف ارزش ها .
2 – گرايش گريز از مركز رسانه ها در وجه مثبت بر نوگرايي ، آزادي خواهي و تحرك اجتماعي رسانه ها تاكيد مي كند و در وجه منفي بر انزوا ، از خود بيگانگي و تضعيف ارزش ها تاكيد مي كند .

ب ) نظريه جامد توده وار
قبل از بررسي و تحليل نظريه جامعه توده وار به تعريف مفهوم توده و توده رسانه مي پردازيم واژه كليديMass   را نمي توان بصورت ساكن و غير مواجه بودن با فضاي اجتماعي و ابعاد آن تعريف كرد . مهمترين ويژگي اين واژه دو پهلو بودن و تناقض دروني آن است . در تفكر اجتماعي اين واژه ، هم معناي كاملاً مثبت و هم معنايي كاملاً منفي داشته و هر دوي اين معاني نيز حفظ شده است .
وجه منفي آن از گذشته به توده غوغاگر و اوباش اطلاق مي شده است . به ويژه توده مردم جاهل و بي اعتنا به قانون . در اين نگاه ، در اين تعريف واژه توده فرهنگ ، هوش و حتي خردمندي وجود ندارد .
اما در معناي مثبت و مشخصاً‌ در سنت سوسياليستي ، از واژه “ توده ” مردم معمولي و زحمت كشي كه براي تحقق اهداف جمعي سازمان يافته اند استنباطي مي شود . وقتي كميت زياد بار مثبت داشته باشد اين واژه نيز معناي مثبت مي يابد مثلاً حمايت توده اي ، يا جنبش توده اي و اقدام توده اي و غيره ، جدا از ارجاع به تعداد زياد در هر دو معناي مثبت و منفي ، نكته مهم در اين است كه اين مجموعه عمل كننده عليه سركوب مي شود يا اينكه به نظم مستقر و موجود خدمت مي كند . اين تفاوت در ارزش گذاري ، چه حال و چه در گذشته هميشه بستگي به موضع گيري و عقيده داشته است .
دليل استفاده از از واژه Mass در Mass communication ( ارتباط جمعي ) توليد انبوه و پر شمار تعداد زياد مخاطباني است كه به رسانه هاي جمعي دسترسي دارند ، همچنين يك معناي اصيل واژه Mass ، مجموعه اي بي شكل است كه تميز دادن اجزاي آن از يكديگر بسيار دشوار است . در فرهنگ ، Mass به صورت زير تعريف شده است : “ مجموعه اي كه در آن فرديت از ميان رفته است ” اين معنا بسيار نزديك به استنباطي است كه جامعه شناسان از اين واژه دارند ، به ويژه آنگاه كه به مخاطبان رسانه هاي جمعي اطلاق مي شود .
از نگاه هربرت بلومر جامعه شناس معاصر آمريكايي صاحب نظر مكتب كنش متقابل در تعريف اوليه “ توده ” با استفاده از فرق هايي كه ساير انواع جمع هايي كه در زندگي اجتماعي يافت مي شود . به ويژه گروه ، انبوه خلق و همگان دارد ارائه مي كند .
در يك گروه كوچك ، همه اعضا يكديگر را مي شناسند ، بر عضويت مشتركشان در گروه آگاهي دارند . ارزش هايشان مشترك است . نوعي ساختار روابط دارند كه در طول زمان نسبتاً پايدار است و در خدمت هدف خاصي است . “ انبوه خلق ” بزرگ تر است ، اما هنوز محدود به حدودي قابل مشاهده و جايي مشخص است هر چند انبوه خلق موقتي است و به ندرت دوباره با همان تركيب اوليه تشكيل مي شود . البته احتمال مي رود كه هويت و روحيه مشترك بالايي وجود داشته باشد اما معمولاً تركيب اخلاقي و اجتماعي آن ساختار و نظم معيني ندارد . البته انبوه خلق مي تواند دست به عمل بزند اما اغلب اعمالش خصلت انفعالي ، عاطفي و غير عقلاني دارد .
نوع سومي كه هربرت بلومر “ همگان ” مي خواند كه بسيار بزرگ ، پراكنده و پايدار است معمولاً حول موضوع يا هدف مربوط به زندگي عموم مردم تشكيل شده و هدف اوليه اش پيش برد منافع يا عقيده اي خاص و تحقيق دگرگوني سياسي است . “ همگان ” عنصري اساسي در نهاد سياسي دموكراتيك و مبتني است بر آرمان برخورد عقايد در چارچوب يك نظام سياسي باز و غالباً از بخش هاي آگاه تر جامعه تشكيل مي شود . پيدايش “ همگاني ” از نگاه مشخصه نظام هاي دموكراسي ليبرال مدرن بوده و با ظهور روزنامه حزبي يا بورژوا در پيوند بوده است .
نظريه جامعه توده وار بر وابستگي متقابل نهادهايي كه اعمال قدرت مي كنند و در نتيجه به يگانگي رسانه ها با منابع قدرت و اقتدار اجتماعي تاكيد دارد . احتمال دارد كه محتوا به منافع سياسي و اقتصادي صاحبان قدرت خدمت كند ، البته از رسانه نمي توان انتظار داشت كه تعريفي انتقادي يا جايگزين از دنيا ارائه كند . اما گرايش رسانه ها به اين است كه به مردم ياري دهد تا خود را با سرنوشت خويش سازگار كنند .
از رسانه ها انتظار مي رود كه تصويري از جايگاه مردم در كل جامعه ارائه دهند . ابزاري باشند ، براي استراحت و منحرف كردن توجه از مشكلات و فرهنگي در اختيار مردم قرار دهند كه با زندگي واقعي شان سازگار باشد ؛ زندگي اي كه معمولاً با و تفريح يكنواخت ، تحت سلطه بوروكراسي بودن ، انزوا يا دنياي خصوصي خانوادگي ، رقابت و مشاركت و همبستگي بسيار نازل با جامعه ، همراه است . در اين نظريه رسانه ها را هم علت جامعه توده وار مي داند و هم عاملي كه به اين نوع جامعه استمرار مي بخشد زيرا تصويري كه رسانه از جهان ارائه مي دهد ، جايگزيني براي جهان واقعي و محيطي كاذب و ابزاري توانا براي دخل و تصرف در اذهان عمومي و البته همچنين كمكي براي بقاي رواني در شرايط دشوار .
نظريه جامعه توده وار نه تنها بدبينانه بلكه هم غير آزمون پذير و تبييني تام و تمام غير نسبي مي باشد . اين انديشه آميزه اي از انديشه انتقادي برگرفته شده از چپ سياسي و نوستالژي عصر طلايي اجتماعات مدني و دموكراسي .

پ ) ماركسيسم
هر چند كه خود ماركس ، از ميان رسانه ها ، فقط مطبوعات را مي شناخت ، آن هم در زماني كه هنوز تبديل به يك رسانه جمعي مؤثر نشده است ، اما كاملاً امكان دارد كه رسانه هاي مدرن را بر اساس انديشه هاي او تحليل كنيم .
رسانه ها نيز نوعي از وسايل توليداند كه از قانون مندي هاي خاص نظام توليد سرمايه داري صنعتي ، يا عوامل توليد و روابط توليد معين پيروي مي كنند . به احتمال زياد اين رسانه ها در مالكيت يك طبقه سرمايه دار انحصاري ، كه در سطح ملي يا بين المللي سازمان يافته تا به منافع اين طبقه خدمت كند ، قرار دارند و با استثمار مادي كارگران فرهنگي و مصرف كنندگان به چنين كاري مبادرت مي ورزند . از نظر ايدئولوژيكي نيز وظيفه آنها نشر افكار و جهان بيني هاي طبقه حاكم و رد انديشه هاي جايگزين ديگري است كه ممكن است به دگرگوني يا رشد آگاهي طبقه كارگر از منافع خود و جلوگيري از تبديل شدن اين آگاهي به مخالفت فعال و سازمان يافته سياسي بينجامد . پيچيدگي اين مدعا منجر به اين شده كه سه نوع نظريه الهام گرفته از ماركسيسم در مورد رسانه هاي مدرن داشته باشيم ، نظريه اقتصادي سياسي ، نظريه انتقادي و نظريه هژموني رسانه ها ، از اين ميان ، نظريه اول به سنت ماترياليستي ماركسيستي وفادارتر است زيرا بر عوامل اقتصادي تاكيد دارد اما دو نظريه ديگر بيشتر به عوامل ايدئولوژيكي ( روبنايي ) پرداخته اند .

پ – 1 ) نظريه اقتصاد سياسي رسانه
دغدغه ما از احياي اصطلاح قديمي نظريه اقتصاد سياسي رسانه ، مشخص كردن رهيافتي است كه بيش از محتواي ايدئولوژيكي رسانه ها بر ساخت اقتصادي 6 رسانه ها تاكيد دارد و با پذيرش وابستگي ايدئولوژي به زير بناي اقتصادي ، تحقيقات را به سوي تحليل تجربي ساختار مالكيت رسانه ها و عملكرد نيروهاي بازار سوق مي دهد . از اين نقطه نظر ، نهاد رسانه را بايد بخشي از نظام اقتصادي دانست كه البته پيوندي تنگاتنگ با نظام سياسي دارد . ويژگي غالب معرفتي را كه رسانه براي جامعه و درباره جامعه توليد مي كند ، تا حد زيادي مي توان با ارزش مبادله انواع گوناگون محتوا ، تحت شرايط فشار براي گسترش بازار و همچنين با منافع پنهان اقتصادي صاحبان و تصميم گيرندگان آن توضيح داد . اين منافع به لزوم سودآوري فعاليت رسانه اي و سودآوري ساير بخش هاي تجارت به عنوان نتيجه گرايش ها و فرايندهاي انحصاري ادغام افقي و عمودي ناشي از آن مربوط مي شود .
پيامد آن را مي توان در كاهش منابع رسانه اي مستقل ، تمركز در بازارهاي بزرگ ، اجتناب از خطر كردن ، غفلت از بخش هاي كوچكتر و فقيرتر مخاطبان بالقوه مشاهده كرد . آثار نيروهاي اقتصادي تصادفي نيست ، اما مستمراً در جهت حذف “ … آن صداهايي عمل مي كنند كه فاقد قدرت يا منابع اقتصادي هستند … منطق پنهان هزينه منظماً در جهت تثبيت موقعيت گروه هايي كه از قبل در بازارهاي رسانه هاي جمعي جا افتاده اند و حذف گروه هاي فاقد سرمايه لازم براي ورود موفقيت آميز به بازار عمل مي كند . پس صداهايي كه باقي مي مانند عمدتاً به كساني تعلق دارد كه احتمال كمتري دارد كه توزيع ثروت و قدرت موجود را مورد انتقاد قرار دهند .
بر عكس ، آناني كه بيشترين احتمال مبارزه جويي از سوي آنهاست قادر به بيان عمومي نارضايي يا مخالفت خود نيستند زيرا منابع كافي براي برقراري ارتباط مؤثر بر گروههاي وسيع مخاطب را در اختيار ندارد ”
وجه مثبت اصلي اين رهيافت در توانايي آن براي ارائه احكام آزمون پذير تجربي درمورد عوامل تعيين كننده بازار است ، هر چند كه اين عوامل متعدد هستند كه اثبات تجربي آنها بسيار دشوار است . يكي از وجه منفي نظريه اقتصاد سياسي اين است كه آن بخش هايي از رسانه ها كه تحت كنترل عمومي قرار دارند به سادگي نمي توانند در قالب عملكرد بازار آزاد تبيين شوند . هر چند كه اين رهيافت رسانه را فرآيندي اقتصادي مي داند كه حاصل اش عرضه كالايي است به نام محتوا ، اما نوع خاصي از رهيافت اقتصاد سياسي مدعي است كه محار رسانه در واقع توليد مخاطب است و نه محتوا . به اين معنا مي باشد كه رسانه ها توجه مخاطبان را به سمت آگهي دهندگان سوق مي دهند و به اين ترتيب رفتار مخاطبان رسانه ها را از طريق معيني تعيين مي كنند .

پ – 2 ) مكتب فرانكفورت و نظريه اقتصادي
نظريه پردازان مكتب فرانكفورت كار خود را در آلمان وايمار آغاز كرده اند و با به قدرت رسيدن نازي ها ، در كشورهاي ديگر به ويژه آمريكا پراكنده شدند . موضوعي كه توجه آنها را به خود جلب كرده بود شكست آشكار دگرگوني اجتماعي انقلابي بود كه ماركس از آن خبر داده بود . براي تبيين اين شكست به توان منديهاي روبنا ، به ويژه در شكل رسانه هاي جمعي و از اين رو به آن رو كردن فرايندهاي تاريخي دگرگوني اقتصادي توجه كردند . به يك معنا منظور آنها اين بود كه ايدئولوژي مسلط زيربناي اقتصادي را از راه تسليم و همسان سازي طبقه كارگر مشروط كرده باعث شده كه تاريخ “ مسير اشتباهي را طي كند ”
فرهنگ توده وار ، عمومي و تجاري شدن عمده ترين ابزار اين موفقيت سرمايه انحصاري است . كمابيش كل نظام توليد انبوه كالاها ، خدمات و انديشه هاي به نظام سرمايه داري پيش فروش شده است و همراه با آن پايبندي به عقلانيت ابزاري ، مصرف گرايي ، رضايت مندي هاي كوتاه مدت و افسانه “ بي طبقگي ” كاملاً جا افتاده است . كالا مهم ترين ابزار ايدئولوژيكي اين فرايند است ، زيرا به نظر مي رسد كه هنرهاي زيبا و حتي فرهنگ انتقادي و مخالف را مي توان به انگيزه سود و البته به بهاي از دست دادن قدرت انتقادي اش به خوبي به فروش رساند . مكتب فرانكفورت به وابستگي فرد و طبقه به تعريف تصاوير و ضوابط مجادله فكري مشترك در كل نظام باور دارد .
ماركوزه جامعه اي را كه با تمسك “ صنعت فرهنگ ” ايجاد شده است “ تك ساختي ” مي خواند . تاكيدي كه اين مكتب بر رسانه جمعي به عنوان سازوكاري قدرتمند براي جلوگيري از دگرگوني دارد استمرار يافته و سپس با رهيافت “ هژموني ” كه در زير شرح داده مي شود پيوند مي خورد ، اما بعدها “ منفي گرايي ” مكتب فرانكفورت و همچنين ” نخبه گرايي فرهنگي ” آن آماج انتقاد از سوي چپ قرار گرفت . به علاوه بايد به هم زماني اقبال عمومي به اين مكتب و نظريه جامد توده وار نيز توجه داشت .

پ – 3 ) نظريه هژمونيك رسانه
سومين مكتب تحليل رسانه در سنت ماركسيستي را مي توان با احتياط تحت عنوان كلي نظريه هژموني قرار داد . اصطلاح هژموني را گرايشي در مورد ايدئولوژي حاكم به كاربرده است . اين نظريه كم تر بر عوامل تعيين كننده اقتصادي و ساختي يك ايدئولوژي داراي جهت گيري طبقاتي تاكيد دارد . بلكه بيشتر برخورد ايدئولوژي ، اشكال بيان آن ، شيوه هاي دلالت و سازوي رهايي كه به كمك آنها اين ايدئولوژي استمرار مي يابد و شكوفا مي شود يعني متابعت بي چون و چراي قربانيان و موفقيت در تسخير و شكل دهي به آگاهي آنها ، اختلاف اين رهيافت با رهيافتهاي ماركسيسم كلاسيك و اقتصاد سياسي در اين است كه در اينجا ميزان استقلال ايدئولوژي از زير بناي اقتصادي بيشتر انگاشته مي شود .
ايدئولوژي به شكل تعريفي تحريف شده از واقعيت و تصويري از روابط طبقاتي يا با عبارات آلتوسر “ رابطه تخيل افراد با شرايط واقعي وجودشان ” از اين لحاظ مسلط نيست كه توسط طبقات حاكم به زور تحميل شده است بلكه سلطه آن به اين خاطر است كه داراي نفوذ فرهنگي آگاهانه و پايداري است كه به خدمت تفسير تجارب واقعي ، البته به صورتي پوشيده و در عين حال مداوم در مي آيد .
كوشش هاي نظري برخي متفكران ماركسيست به ويژه پولانزاس و آلتوسر به پالايش اين نظريه انجاميد و نگاه ها را به راه هاي باز توليد و مشروعيت بخشي روابط سرمايه داري بر اساس پذيرش كم و بيش داوطلبانه خود طبقه كارگر جلب كرده است . ابزار اين تلاش ها را پيشرفت تحليل نشانه شناسي و ساختاري با معرفي روش هايي براي كشف و استخراج معناي پنهان و ساختارهاي آن فراهم آورده است
.

تاثير رسانه و بخصوص تلويزيون در رفتار انساني از نگاه آنتوني گيدنز
تحقيقات وسيعي به منظور ارزيابي اثرات برنامه هاي تلويزيوني انجام شده است . بيشتر پژوهشها درباره تاثير تلويزيون به كودكان مربوط بوده است . كه اگر زماني را كه انها صرف تماشاي تلويزيون مي كنند و پيامدهاي احتمالي آن را از نظر اجتماعي شدن در نظر بگيريم ، به خوبي قابل درك است . سه موضوعي كه به طور معمول بيشتر از همه مورد بررسي قرار مي گير تاثير تلويزيون بر گرايش جرم و خشونت ، اثرات پخش اخبار و نقش تلويزيون در زندگي سياسي است .
گيدنز از تلويزيون به عنوان ابزاري زمينه ساز نگرشهاي اجتماعي نا م مي برد و اعتقاد دارد كه نفوزذ تلويزيون به عنوان يك وسيله فرهنگي نمي تواند چنان كه بايد بر حسب محتواي برنامه هاي ارائه شده ارزيابي گردد . تلويزيون به فراهم ساختن چارچوبهاي تجربه ، نگرشهاي كلي فرهنگي ، كه در درون آن افراد در جوامع امروزي اطلاعات را تفسير كرده و سازمان مي دهد كمك مي كند . تلويزيون در گسترش شكلهاي غيرمستقيم ارتباط در عصر حاضر به همان اندازه كتاب يا مجلات و روزنامه ها مهم است . تلويزيون شيوه هايي را كه افراد زندگي اجتماعي ، را تفسير كرده و نسبت به ان واكنش نشان مي دهند با كمك به نظم دادن تجربه ما از زندگي اجتماعي ، قالب برنامه ريزي مي كند. فرضهايي كه در پس خصلت كلي توليد و پخش تلويزيوني قرار دارند شايد از هرگونه برنامه خاصي كه نشان داده مي شود مهمتر باشند .
براي مثال ، تلويزيون به واسطه اهميتش در فراهم آوردن عرصه اي براي طرح مسائل و معرفي نامزدهاي انتخاباتي ، تا اندازه اي به تغيير ماهيت انتخابات امروزي كمك كرده است . به عنوان نمونه اي ديگر نمادهايي كه در پخش آگهي وجود دارند مكن است تاثير عميق تري بر رفتار اجتماعي داشته باشند تا
" پيامهاي " اعلام شده اي كه آگهي كنندگان مايل اند به مخاطبان خود انتقال دهند . بدين سان ، تفاوتهاي جنسي اغلب در آنچه در محيط يا زمينه يك برنامه آگهي تجارتي مي كذرد . به صورت نمادين در مي آيند و نه آنچه آشكارا به فروش مي رسد . در بسياري از آگهيها ، مردان از نظر ذهني و فيزيكي هوشيار به نظر مي رسند ، حال آنكه زنان در حالي كه به شيوه اي رويايي به دوردستها خيره شده اند نشان داده مي شوند  .
وسايل امروزي ارتباط همگاني نيز به همان اندازه در زندگي ما اهميت اساسي برخوردارند ، و علاوه بر فراهم ساختن بسياري از خدمات اطلاعاتي لازم ، امكاناتي براي خود _ روشنگري  و سرگرمي عرضه مي كنند . با وجود اين وسايل ارتباط همگاني در مجموع به انعكاس شيوه نگرش گروههاي مسلط در جامعه گرايش دارند . اين امر اساسا به علت سانسور مستقيم سياسي نيست ، بلكه از اين واقعيت ناشي مي شود كه مالكيت تلويزيون ، روزنامه ها ، بانكهاي اطلاعتي و غيره در دست افراد نسبتا معدودي متمركز گرديده است . چه كساني بايد وسايل ارتباط جمعي را كنترل كنند ؟ قشرهاي محروم تر چه تعدادي بكنند تا صدايشان شنيده شود ؟ اينها مسائل پيچيده و دشواري هستند ، كه با در نظر گرفتن سلطه تعداد معدودي از كشورهاي بر ارتباطات جهاني ، اكنون بعدب بين المللي يافته اند .

منابع :
1 _ مك كويل ، دنيس / درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي / پرويز اجلالي / مركز مطالعات رسانه ( تهران ) 1382 / چاپ اول .
2 _ ساروخاني ، باقر / جامعه شناسي ارتباطات / انتشارات روزنامه اطلاعات ( تهران ) / 
3 _ گيدنز ، آنتوني / جامعه شناسي / منوچهر صبوري / نشر ني ( تهران ) / چاپ ششم 1379 .

+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در جمعه 16 تیر1385 و ساعت |

به نظر هابرماس، قابل انکار نيست که ما همواره شاهد بروز و تجلی قهر و خشونت هستيم، اما قهر جلوه ای کاذب از مناسبات انسانی است و نه ماهيت و سرشت واقعی آن. شناخت ژرف انديشانه‌ی بشر قادر است اين جلوه‌ی کاذب را تميز دهد و لااقل زمينه‌ی مساعد را برای حل و فصل مسالمت آميز اختلافات اجتماعی فراهم آورد، تا بدينسان حل قهرآميز منازعات زائد گردد .

بدون ترديد، يورگن هابرماس در حال حاضر مطرح ترين و پرآوازه ترين فيلسوف اجتماعی آلمان است. وی که به نسل دوم متفکران «مکتب فرانکفورت» (1) تعلق دارد، از نادر بازماندگانی است که سنت انديشه‌ی فلسفی اين مکتب را پس از بزرگان نسل اول و در رابطه با «نظريه‌ی نقدی» ادامه داده است .

هابرماس در سال 1929 در شهر دوسلدورف متولد شد. در بيست سالگی آغاز به تحصيل در رشته های فلسفه، روانشناسی و ادبيات آلمانی در دانشگاه های گوتينگن، زوريخ و بن نمود. از سال 1954 با سمت استادی در دانشگاه هايدلبرگ به تدريس فلسفه پرداخت. بين سالهای 1971 تا 1982 با سمت رياست انستيتوی ماکس پلانک به کار پژوهشی در زمينه‌ی تأثير دانش و فن بر زندگی اجتماعی مشغول بود. از سال 1983 مجددا" به تدريس فلسفه و اين بار در دانشگاه فرانکفورت پرداخت .

هابرماس تا کنون موفق به دريافت جايزه های علمی و فلسفی متعددی چون جايزه‌ی هگل، جايزه‌ی فرويد و جايزه‌ی آدورنو شده است. آوازه‌ی جهانی او نتيجه‌ی سالها استادی افتخاری در دانشگاه های معتبر آمريکا چون هاروارد است. بسياری از آثار و نوشته های او به زبانهای انگليسی، فرانسه و ساير زبانهای مهم دنيا ترجمه شده است و تأثير انديشه های او بر فلسفه‌ی معاصر و بويژه درايالات متحده‌ی آمريکا، طی سالهای گذشته انکارناپذير و در حال گسترش بوده است .

زبان فلسفی هابرماس، طبق سنت فيلسوفان آلمان پيچيده است. با اين حال در معرفی انديشه های او کتابها و رساله های متعددی به چاپ رسيده که دستيابی به جوهر انديشه‌ی او را آسان تر می سازد. از آن ميان می توان به آثار «آکسل هونت» (2) و «توماس مک کارتی» (3) اشاره کرد. مهم ترين کتابها و رساله های يورگن هابرماس عبارتند از: «تحول ساختاری گستره‌ی عمومی» (4)، «شناخت و علاقه» (5)، «درباره‌ی منطق دانشهای اجتماعی» (6)، «سياست، هنر، دين» (7) ، «نظريه‌ی کنش ارتباطی» (8) و «آينده‌ی طبيعت انسانی» (9). در جستار زير، علاوه بر افکندن نگاهی به فلسفه‌ی سياسی و اجتماعی يورگن هابرماس، درنگی نيز بر نظريه ها‌ی کنش ارتباطی و تکامل او خواهد شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در چهارشنبه 10 خرداد1385 و ساعت |

جان لاک John Locke فيلسوف بزرگ انگليسی را از جمله پدر معنوی انديشه‌ی حقوق بشر می‌نامند. او که در آغاز تحت تأثير نوميناليسم اوکام (١) و آموزه‌ی جوهر رنه دکارت (٢) بود، بعدها خود به يکی از تأثيرگذارترين فيلسوفان اروپايی تبديل شد. از لاک آثار با ارزشی در گستره‌های معرفت شناسی، علوم طبيعی و تربيتی، و نيز دين و اقتصاد و سياست بر جای مانده که بر کل فلسفه‌ی روشنگری در اروپا، تأثيری انکارناپذير داشته است. با جان لاک، مسير تازه‌ای در فلسفه‌ی اروپا آغاز می‌گردد که نظريه‌ی شناخت در مرکز آن قرار دارد. لاک بر اين عقيده بود که برای حصول اطمينان در قلمرو شناخت، پيش از هر چيز نخست بايد توانايی‌های خود قوه‌ی شناخت انسانی را سنجيد و اعتبار و مرزهای شناخت را روشن ساخت. از همين رو، بسياری، بزرگترين خدمت جان لاک را در اهميت انديشه‌ی او برای تئوری نقدی شناخت و بويژه در گستره‌ی متافيزيکی می‌دانند. با اطمينان می‌توان گفت که مهمترين اثر فلسفی او تحت عنوان «جستاری در باب فهم انسانی» (٣) نخستين نوشتار مبسوط و از نظر تئوريک منسجم و انتقادی درباره‌ی شناخت انسانی است. انسان در کانون انديشه‌ی جان لاک قرار دارد و روش تشريحی ـ روانشناسی او درباره‌ی انسان، نظريه‌ی شناخت لاک را به طور همزمان به روانشناسی شناخت نيز تبديل می‌کند.
نوشته‌ی زير اما، در عين شرح کوتاهی از زندگينامه‌ی اين انديشمند بزرگ، عمدتا" در زمينه‌ی معرفی فلسفه‌ی سياسی وی به تحرير در آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در شنبه 9 اردیبهشت1385 و ساعت |

بخشي از مصاحبه جيوانا بورا دوري با يورگن هابرماس

سوال : تعريف شما از تروريسم چيست؟ آيا منطقي است که تروريسم ملي را از تروريسم جهاني تفکيک کنيم؟

هابرماس: تروريسم فلسطيني تا حدي از نوع قديمي تروريسم مي باشد. دراينجا، منظور کشتن و به قتل رساندن است؛ نابودي کورکورانه دشمن ، حتي زنان و بچه ها، هدف اين ترور است. کشته در برابر کشته ؛ و از اين بابت، با تروريسمي که از نيمه دوم قرن، به شيوه هاي شبه نظامي ـ چريکي و در شکل مسلط جنبش هاي آزاديخواهانه اعمال شده و همچنان ادامه دارد، متفاوت است ؛ مثلا : مبارزات استقلال طلبانه چچن ها. در مقابل اين تروريسم ، تروريسم جهاني که با واقعه يازده سپتامبر به اوج خود رسيد، داراي مشخصات آنارشيستي قيامي ناتوان است ؛ زيرا عليه دشمني است که با اعمال هدفمندي که منطق واقع بينانه اي را دنبال کند به هيچوجه مغلوب شدني نيست. تنها عمل ممکن، وارد کردن ضربه رواني و ايجاد نگراني در مردم و دولتها است. از نقطه نظر تکنيکي، ضعف و حساسيت شديدي که جوامع پيچيده ما نسبت به تخريب دارند، موقعيت مطلوبي براي فلج کردن موقت فعاليت هاي روزمره به وجود مي آورد که مي تواند با کمترين هزينه اي خسارات عظيمي به بار آورد.

تروريسم جهاني دو امر را به افراط مي کشاند : يکي نداشتن هدفي واقع گرايانه است و ديگري : توانايي در استفاده از شکنندگي نظام هاي پيچيده.

سوال : آيا مي بايد بين تروريسم و جنايتهاي معمولي، و يا اشکال ديگر توسل به خشونت، فرقي قائل شد؟

جواب : هم بله و هم نه. از نظر اخلاقي، عمل تروريستي، در هر موقعيتي و با هر انگيزه اي که انجام شود، به هيچوجه قابل بخشش نيست. هيچ چيزي به ما اين رااجازه نمي دهد که با استناد و عتايت به اهدافي که تروريست ها براي خود تعيين مي کنند، مرگ و رنج ديگري را توجيه کنيم . هر قتلي، مرگي است اضافي. اما از نظر تاريخي، تروريسم نسبت به جرمهايي که در صلاحيت قاضي جزايي است، از موقعيت کاملا متفاوتي برخوردار است . تروريسم، د رتمايز با جنايت خصوصي، جنايتي است که به عموم مربوط مي شود و در قياس با جنايت ناموسي، به نوع ديگري از بررسي و تحليل نياز دارد؛ وانگهي، اگر اينطور نبود ؛ ما حالا گفتگونمي کرديم.

تفاوت بين تروريسم سياسي و جنايت معمولي، به ويژه، هنگام تغيير رژيم ها آشکار و مسلم مي شود، وقتي که تروريست هاي ديروز را به قدرت مي رسانند و آنها را به عنوان نمايندگان محترم کشورشان معرفي ميکنند. اين مي ماند که چنين تغيير سياسي فقط مي تواند مطلوب تروريست هايي باشد که واقع گرايانه اهداف سياسي قابل فهمي را دنبال مي کنند و روزي مي توانند به استناد ضرورت رهايي از وضعيت ظالمانه آشکار، با اعمال جنايتکارانه خود نوعي مشروعيت کسب کنند. من به سختي مي توانم موقعيتي را تصور کنم که روزي بتوان از جنايت وحشتناک يازده سپتامبر يک عمل سياسي ، ولوغير قابل فهم، ساخت و به هرعنواني مسئوليت آن را بعهده گرفت.

سوال : به نظر شما فکر درستي بود که اين عمل نوعي اعلام جنگ تلقي شد؟

جواب : حتي اگر کلمه « جنگ » در قياس با گفتمان کساني که جنگ هاي صليبي را مطرح کردند، کمتر توليد اشتباه کند و از منظر اخلاقي ايراد کمتري بر آن وارد باشد؛ با اين وصف، به نظر من، تصميم ژرژ بوش در فراخوان جنگ عليه تروريسم ؛ هم به علت هنجار هاي معمولي و هم از جهت واقع گرايي عملي، اشتباه بزرگي است؛ زيرا از لحاظ عرفي، در حقيقت، جنايتکاران را تا حد جنگجويان دشمن بالا مي برد و از لحاظ واقع گرايي عملي، جنگ عليه « شبکه اي » که با هزاران مصيبت هم نمي شود هويت اش را شناخت، غيرممکن مي باشد ( اگر مي بايستي، براي کلمه جنگ معني مشخصي را حفظ کرد. )

سوال : اگر حق اين است که غرب مي بايد در رابطه با تمدن هاي ديگر توجه و حساسيت اش را عميق تر کند و نسبت به خود برخورد انتقادي تري داشته باشد، چگونه بايد اين مهم را عملي کند؟ در اين خصوص، شما از « ترجمه » و از جستجوي « زباني مشترک » سخن مي گوييد. منظورتان چيست؟

جواب : از يازده سپتامبر به اين طرف، با توجه به واقعه اي چنين خشونت بار، مدام از خود مي پرسم آيا کل استنباط من در باره فعاليتي که در جهت تفاهم و نزديکي است، (که من از زمان نوشتن نظريه کنش ارتباطي همواره در جهت بسط آن بوده ام ) به امر مسخره اي تبديل نشده است؟ البته، حتي در قلب جوامع ثروتمند و بي دغدغه متعلق به « سازمان همکاري و توسعه اقتصادي » ( OCDE ) با خشونتي ساختاري سر و کار داريم که در واقع، به آن عادت کرده ايم. اين خشونت از نابرابري هاي اجتماعي تحقير آميز ، تبيعضات تنزل دهنده، فقر و به حاشيه رانده شدن مردم ناشي مي شود. اما، دقيقا، به اين دليل که عمليات نظامي، بازيچه شدن و خشونت در روابط اجتماعي ما رخنه کرده اند، نبايد دو واقعيت ديگر را از نظر دور بداريم : اولا، اعمالي که زندگي روزمره ما را با ديگران مي سازند، بر پايه محکم اعتقادات مشترک و بر عناصري که ا ز نظر فرهنگي امر مسلمي به حساب مي آيند و همچنين بر انتظارات متقابل بنا شده اند. در چنين موقعيتي، رفتار هايمان را به دو طريق هماهنگ مي کنيم؛ يکي از راه بازيهاي زبان معمولي و ديگري با ارتقا ميزان توقع اعتباري متقابل که به طور ضمني قبولشان داريم ( اين آن چيزي است که فضاي عمومي ما را با دلايل کم و بيش موجهي مي سازد ) ثانيا، گفته بالا واقعيت دومي را توضيح مي دهد؛ يعني وقتي ارتباطات مختل مي شوند، وقتي تفاهمي به وجود نمي آيد يا سو تفاهمي در کار است يا وقتي پاي فريب و تزوير به ميان کشيده مي شود ، آنگاه ، درگيرهايي بروز مي کنند که اگر پيامد هايشان دردناک باشند ، ديگر به حدي رسيده اند که يا سر از روان پزشک در مي آورند و يا کار شان به دادگاه کشيده مي شود.

دور خشونت، با دور اختلال در ارتباطات شروع مي شود که از طريق بي اعتمادي متقابل غير قابل کنترل، به قطع رابطه منجر مي شود. بنابراين، اگر خشونت با اختلال در روابط شروع مي شود، تنها پس از انفجار مي توان فهميد که مشکل چه بوده و چه بايد ترميم شود. به نظر من، از اين نقطه نظر، با اينکه پيش پا افتاده است، مي شود براي درگيري هايي که از آنها صحبت کرديد، استفاده کرد. درست است که اين مورد پيچيده تر است؛ زيرا ملت ها، شيوه هاي مختلف زندگي و تمدن ها از بدو امر از هم دورند و به غريب ماندن از يکديگر گرايش دارند. آنها، مثل اعضا يک محفل، يک جمع، حزب يا يک خانواده با هم ديدار نمي کنند؛ چون در اين جا، اعضا هنگامي به غريبه تبديل مي شوند که ارتباطات به طور منظم دچار انحراف شده باشد. به علاوه، در روابط بين المللي، ميانجي حقوقي که وظيفه جلوگيري از خشونت به عهده اوست، در قياس، نقشي ثانوي ايفا مي کند. و حد اکثر، در روابط بين فرهنگ ها، به درد تربيت مديران مسئولي مي خورد تا، به طور صوري، تلاش براي تفاهم را همراهي کنند. ( مثلا : کنفراس حقوق بشر که از طرف سازمان ملل در وين تشکيل شد. ) اين ملاقات هاي رسمي نمي توانند، به تنهايي، ماشين کليشه سازي را متوقف کنند. ( ولو اينکه گفتگوي بين فرهنگ ها، که در جدال برسر استنباط از مسئله حقوق بشر تا سطوح متفاوتي پيش مي رود، مهم و اساسي باشد. )

يراي گشودن ذهنيت و نگرشي، بايد از راه آزاد سازي روابط و دفع واقع بينانه اضطرابها و فشار ها اقدام کرد. در رفتار روزمره ارتباطاتي، بايد انباشتي از اعتماد به وجود آيد؛ و اين سرمايه، پيش شرطي ضروري است تا توضيحات عاقلانه، از طريق وسائل ارتباط جمعي، مدارس و خانواده ها، در ابعادي وسيع، انتقال يابند. همچنين، بايد اين توضيحات معقول، مقدمات فرهنگ سياسي نگرش مورد نظر را در بر گيرند.

اما، آنچه به ما غربيان مربوط مي شود و ، در اين مقطع، عامل مهمي به حساب مي آيد، نقش رسمي و شناخته شده اي است که ما در برابر فرهنگ هاي ديگر از خود عرضه مي کنيم . اگر غرب، در تصويري که از خود دارد بازنگري کند، مي آموزد که چه چيزي را بايد در سياست اش تغيير دهد تا به عنوان قدرتي شناخته شود که قادر است به تلاش تمدن ساز خود شکل بدهد. اگر سرمايه داري بي حد و مرز امروز را، از جهت سياسي، مهار نکنيم، ديگر نمي توانيم لايه هاي نابود کننده اقتصاد جهاني را کنترل کنيم؛ دست کم، مي بايد در عواقب ويرانگر اين ناهمخواني ها، که از پويايي توسعه اقتصادي ناشي شده اند، تعادلي بر قرار کنيم ( منظورم از عواقب، فقر و حقارتي است که گريبانگير بسياري از مناطق و قاره ها شده است. ) چيزي که در پس پرده رابطه با فرهنگ هاي مختلف وجود دارد، فقط تبعيض، تحقير و يا به قهقرا رفتن نيست. بلکه اين منافع آشکار غرب است که در پشت موضوع و مسئله « تصادم فرهنگ ها » از نظر پنهان مي شود. ( مثل اينکه در استفاده از منابع نفتي ادامه دهد و ذخاير انرژي خود را تامين کند.)

+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در پنجشنبه 7 اردیبهشت1385 و ساعت |

چکيده

يكي از مولفه های خانواده منسجم، پيوند عاطفی است كه در اثر وجود و استمرار فضای گفت وگو، تعاطی افکار و تبادل نظر ميان اعضای آن شكل مي گيرد. پيوند عاطفي، خود به عنوان يک عامل انگيزشی موجب ارتقاء انسجام خانواده می شود و اين سيکل می تواند همچنان ادامه يابد. براين اساس پيوند عاطفي و انسجام خانواده با يكديگر همبستگي مثبت و بالايي دارند.

عوامل گوناگوني موجب آسيب ديدن پيوند عاطفي خانواده شده و مآلا انسجام آن را به مخاطره مي اندازند. يكي از عوامل اثرگذار بر گسستگي انسجام خانواده، گسترش رسانه هاي جمعي و استفاده افراطي از آنها مي باشد. رسانه های جمعی بويژه رسانه های شنيداری وغير متعامل به دليل کارکرد متنوع خود و ايجاد تغييرات پيوسته، بتدريج جای ارتباط بين فردی ازنوع چهره به چهره را گرفته وتوانسته اند فضای انفرادی را بجای فضای جمعی و اجتماعي خانواده حاکم کنند، بطوری که گسترش تکنيکی رسانه های شنيداری و رايانه ای، ارتباط مستقيمی با فردگرايی ودوری از گروه را نشان می دهد. دراين مسير، تعامل فرد با رسانه الکترونيکی وغير احساسی شکل می گيرد وبه دليل برتری تکنولوژيکی وتجهيز فنی ابزارهاي رسانه ای، نوعی رعب فرهنگی وانفعال شخصيتی درفرد ايجاد می شود. نتيجه اين می شود که افراد خانواده به جای گفت وگوی صميمی با يکديگر با ابزارهای الکترونيکی ارتباط برقرار می کنند، ارتباطي که فاقد بارعاطفی واحساسی است. اين آسيب دردو نوع ارتباط، بيشتر خودرا نشان می دهد: يکي ارتباط بين فرزندان و والدين، و ديگري ارتباط بين زن و شوهر.

تجربيات نشان می دهند که هراندازه ارتباط ميان فرزندان و والدين وهمچنين ارتباط ميان همسران به دليل تغيير مخاطب کاهش يابد، فاصله عاطفی وهيجانی وهمچنين فاصله شناختی ميان اعضاء نظام خانواده بيشتر می شود. آمارهای رسمی نشان می دهند که ميزان مشاهده تلويزيون توسط افراد ايرانی نزديک به چهار ساعت ونيم در روز است. اين ميزان بسيار زياد است ومی تواند به کاهش فضای گفت وگو ميان اعضای خانواده گردد. اين روند به افزايش فردگرايی وکاهش جمع گرايی منجر خواهد شد كه عامل مهمي در آسيب ديدن انسجام خانواده قلمداد مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در دوشنبه 28 فروردین1385 و ساعت |

 از ميان وسايل ارتباط جمعي و رسانه ها، قدرت تلويزيون ، انفجاري و بي نظير است ، اما گاهي براي رسيدن به اين توان ذاتي ، محدوديتها و موانع فوق العاده اي وجود دارد. يک توليد کامل تلويزيوني قطعا محتاج نمادهاي تصويري مناسب از جهت نوع و يا مدت زمان است . اما هميشه نمي تواند اين نياز را به شايستگي فراهم کند، مخصوصا هنگامي که موضوع مورد بحث ، نمادهاي عيني و تصويري کمتر و يا نامشخصي داشته باشد اين محدوديت شديدتر مي شود. در اين صورت تلويزيون براي غلبه بر رنج ناتواني از ورود به عرصه منظور از رويه هاي توليد راديويي استفاده مي کند يعني به جاي استفاده از نمادهاي تصويري در رويه نخست ، نمادهاي کلامي و آوايي را به کار مي گيرد. اما اين تغيير رويه توليد، تاثير منفي بر قدرت تلويزيون مي گذارد، حتي ممکن است نتيجه معکوسي را سبب شود. زيرا هر چند از رويه توليد راديويي و متکي بر نمادهاي کلامي و آوايي استفاده کرده است ، اما در صفحه تلويزيون نمادها و تصاوير نيز وجود دارند که مي توانند موجب تغييرات تاثير تلويزيون شود. حوزه سياست با وجود اينکه در مقايسه با ديگر حوزه هاي حيات اجتماعي بسيار کوچک است ، اما تاثير فوق العاده اي بر زندگي فردي و اجتماعي مردم دارد، لذا «واقعيتهاي رسانه اي» اين حوزه از اهميت دوچنداني برخوردار است و اين اهميت و معاذير هميشگي تلويزيون شرايط بهتري براي استفاده از رسانه راديو در اختيار سياست مداران قرار مي دهد که مراجعه و استفاده از راديو را ضروري و غير قابل چشم پوشي کرده است .

 در اين جا ذکر نمونه هايي از موضوعاتي که در حوزه سياسي وجود دارد ولي امکان استفاده از رويه هاي توليدي تلويزيون را ندارند، دليل و علت بهره برداري مستدام قدرتها خصوصا قدرتهاي فرامنطقه اي از راديو را به روشني تبيين مي کنند. وقتي در يک شبکه تلويزيوني بخواهند «قدرت نظامي» را براي منظوري که مورد توجه سياست گذاران است تبديل به «واقعيت رسانه اي» کنند، به سهولت از نمادهاي تصويري مي توانند استفاده کنند، ضمن اينکه براي توليد و القاي اين واقعيت رسانه اي به اندازه کافي تصاوير مناسب وجود دارد. مثلا در جنگ خليج فارس ، در جنگ افغانستان و در حال حاضر که بحث حمله نظامي امريکا به عراق مطرح است ، شبکه CNN با استفاده از امکانات فراواني که براي اين شبکه در رويه «دلالت» وجود دارد، مي تواند از «قدرت» تلويزيون بهره برداري کند و ذهن مخاطب را در اختيار «واقعيت رسانه اي» مورد نظر دولت امريکا درآورد. گاهي تسلط بر ذهن مخاطبان آن چنان است که کاملا مرعوب شده و اگر در سطح تصميم گيران و تصميم سازان حکومت است به گروه تسليم شدگان نزديک مي شود. تجربه قبلي CNN در جنگ خليج فارس ، ايجاد واقعيت رسانه اي تحت عنوان «جنگ بدون خونريزي» (clean war) بود که اين شبکه با استفاده ماهرانه از «رويه دلالت» بر مبناي رويه هاي توليد تلويزيوني از حداکثر «قدرت» اين رسانه استفاده کرد. به طوري که در امريکا و بسياري کشورها که در پوشش اين شبکه قرار داشتند، کشتار و بمباران جمعي و گسترده مردم عادي عراق ديده نشد و بلکه حمله بمبهاي ليزري و هدايت شونده به مراکز نظامي ، «نماد» اصلي جنگ شد. و نتيجه ايجاد «واقعيت رسانه اي» ، جنگ بدون خونريزي ، بجاي جنگ خونين و بسيار تبهکارانه بود يا در حوادث 20شهريور براي ايجاد «واقعيت رسانه اي» در حوزه سياست بين المللي امريکا، شبکه CNN از نمادهاي تصويري به خوبي توانست استفاده کند تا در مرحله اول ، «تروريست ها» را دشمن مردم و امنيت آنها معرفي کند و در مرحله دوم تروريست ها را همان مسلمانها معرفي کند و در مرحله بعد که اجراي يک اصل استراتژيکي امريکا بود (يعني کنترل مناطق نفتي خاورميانه) ، در پناه «واقعيت رسانه اي» ، مبارزه با تروريستها در هر جا و در هر شکل را مهيا و آماده سازد. متقابلا براي ضعيف و درمانده نشان دادن کشور عراق يا در هنگام حمله به افغانستان براي نشان دادن چهره بد از «طالبان» در حد کافي از رويه دلالت به کمک نمادهاي تصويري توانست استفاده کند و بدين وسيله حمله به افغانستان را خدمت به مردم و نه کمک به بقا و سلطه نظام سرمايه داري به عنوان يک «واقعيت رسانه اي» تثبيت کرد. اين «واقعيت رسانه اي» تبديل به موجي در افکار عمومي در اکثر کشورهاي غربي و حتي ساير کشورها شد. در چنين شرايطي که نمادهاي لازم تصويري در رويه دلالت وجود دارند اگر از رويه هاي توليدي به خوبي استفاده شود «قدرت» رسانه به طور کامل در خدمت دستکاري افکار قرار خواهد گرفت . اما در ساير موضوعات که نمادهاي تصويري کافي و لازم در رويه دلالت وجود ندارد ، تلويزيون در اين حالت ناچار از رويه هاي توليد برنامه هاي راديو متابعت مي کند و به جاي استفاده از نمادهاي تصويري از نمادهاي کلامي و آوايي بيشتر بهره خواهد گرفت . به طور نمونه مسائل مهمي که در استراتژيهاي سياسي کشورهاي غربي مخصوصا امريکا و انگليس در مقابل ايران وجود داشت تاثير بر حوزه اجتماعي ايران براي ايجاد زمينه سازي فعاليت خودشان و محدود کردن امکان فعاليت جمهوري اسلامي ايران در آن حوزه .

 

                                  Image 1

 

 لذا بر روي مسايل اساسي مانند فروپاشي يا بن بست نظام ، مسايل زنان و شيوه هاي مديريت بايد در رسانه ها به طرح اين مسايل براي تاثيرگذاري و يا ايجاد «واقعيت رسانه اي» مورد نظر مي پرداختند. اما براي رسانه تصويري ، امکان استفاده از رويه هاي دلالت متکي بر نمادهاي تصويري به هيچ وجه زمينه مناسبي وجود ندارد. در اين صورت ناچار به استفاده از رويه هاي دلالت راديو يعني صدا و آوا و رويه هاي توليد راديو هستند. در اين صورت خدمات راديو براي ساخت واقعيتهاي رسانه اي مورد نظر بارها بيشتر از تلويزيون خواهد بود زيرا در تلويزيون اگرچه از نمادهاي صوتي و آوايي استفاده مي شود اما به هر حال در صفحه تلويزيون شخص يا اشخاص حضور دارند که گاهي حضور آنها مخل ارتباط بين نمادهاي دلالت (صدا و آوا) با مخاطبان خواهد بود و در واقع وجود آنها گاهي حتي از جهت شکل ظاهر، نوع لباس ، نوع حرکات سر و صورت و دستان و صحنه و اسباب و لوازم و امکانات موجود در آن اعم از اينکه محيط طبيعي باشد يا دکوراتيزه و آرايش داده شده باشد ، اختلال ارتباطي را سبب خواهد شد. به هر صورت بر «قدرت راديويي» که تلويزيون مي خواهد استفاده کند تاثير منفي و ناخوشايندي خواهد گذاشت . اما «راديو» در اين شرايط فارغ از دغدغه هاي گفته شده در حوزه هايي که نمادهاي تصويري کافي وجود ندارد به راحتي مي تواند با اتخاذ رويه صحيح توليدي و استفاده مناسب از رويه هاي مختلف دلالتي که در اختيار دارد از حداکثر قدرت راديو بهره مند شود. شايد يکي از دلايل اصلي فعاليت چندين راديو بر عليه ايران ، توليد «واقعيت رسانه اي» است که با «حقيقت» فاصله بسيار زيادي دارد. از اين جهت مي توان حدس زد، در نظر کساني که شنونده دائم اين نوع راديوها هستند ، «واقعيت توصيفي» که بر آنها عرضه شده تبديل به «واقعيت رسانه اي» شده و حتي ممکن است تبديل به باور و يقين شده باشد. اما چون اين «واقعيت رسانه اي» با «حقيقت» فاصله زيادي دارد، گاهي موجب رفتارهاي سياسي که بيشتر شبيه يک خودکشي سياسي است ، مي شود. لذا مي توان گفت علي الاصول در حوزه سياسي ، راديو در ساخت «واقعيتهاي رسانه اي» در مقايسه با تلويزيون از رويه هاي قدرتي بيشتر و بهتري برخوردار است . علاوه بر اين راديو از دو امکان ديگر نيز برخوردار است که سرمايه گذاري در آن حوزه را شوق آفرين مي کند. سهولت دسترسي به امواج آن و هزينه اندک توليدي که در مقايسه با توليدات تصويري دارد، دو امتياز ديگري است که علت گسترش راديوهاي مختلف در مقابل جمهوري اسلامي ايران را مي تواند تبيين کند. هر چند ممکن است در شکل راديو جديد «آزادي» با نام «راديو فردا» باشد.

 

+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در سه شنبه 22 فروردین1385 و ساعت |

مذهب در عرصه عمومي

پروفسور يورگن هابرمارس

متن سخنراني ايراد شده در سمينار جايزه هولبرگ

٧ آذر ١٣٨٤

بعيد است متوجه اين حقيقت نشده باشيم كه سنت هاي مذهبي و اجتماعات ديني از اهميت سياسي تازه اي كه تا كنون بي سابقه بوده ٬ برخوردار شده اند. اين حقيقت دست كم براي آن دسته از ما كه منطق عرفي رايج در جريان اصلي علوم اجتماعي پيروي مي كرده اند و بر اين باور بودند كه تجدد با سكولاريزه شدن ٬ با كم رنگ شدن عقايد و روش هاي مذهبي و نفوذ آنها در عرصه سياست و در زمينه كلي اجتماع٬ ملازمه تام دارد٬ كاملا دور از انتظار است . دست كم ٬ كشورهاي اروپايي ٬ با دو استثناي معروف لهستان و ايرلند شواهد كافي براي كاهش تدريجي تعداد شهروندان با ايمان اراًه نموده اند ٬ اعم از آن كه مذهبي بودن را از بعد معناي نهادين آن نگاه كنيم يا از لحاظ معناي روحاني و اعتقادي آن . با اين حال ٬ وجود برخي از شاخص ها٬ ناظر بر اين واقعيت است كه جوامع مذهبي در مورد استراتژي هاي ارتدودكس مبتني بر مخالفت با مدرنيته عملكرد بيشتري داشته اند تا در خصوص استراتژي هاي ليبرال مبتني بر مدرنيته .

 

جنبش هاي ارتدوكس و بنيادگرا در صحنه بين اللمللي ٬ در حال گسترش هستند. جداي از ملي گرايي هندوها ٬ امروزه اسلام و مسيحيت دو منبع از مهمترين منابع الهام بخش مذهبي محسوب مي شوند. روند احياي اسلام ٬ گستره جغرافيايي چشمگيري را از شمال آفريقا و خاورميانه تا آسياي جنوب شرقي كه پرجمعيت ترين كشور اسلامي يعني اندونزي در آن قرار دارد٬ در برگرفته است. نفوذ اسلام در منطقه جنوب صحرا در آفريقا نيز در حال رشد است و در آن منطقه با جنبش هاي مسيحي رقابت دارد.

 برای دریافت متن کامل سخرانی پروفسور يورگن هابرمارس اینجا راکلیک کنید.

+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در دوشنبه 14 فروردین1385 و ساعت |
 

         چکیده

در این مقاله مفاهیم کلیدی روش شناختی ماکس وبر معرفی می‌شود. در بخش پیشینه روش شناختی و مؤثران بر او، به بررسی آن دسته نظرات کانت، دیلتای و ریکرت که بر روش شناسی وبر تاثیر داشته اند پرداخته می‌شود. پس از آن، مفهوم تفهم از دیدگاه وبر و نقد و نظرات بر آن مورد بررسی قرار می‌گیرد. بخش بعدی مقاله به نوع آرمانی و تقسیم بندی های صورت گرفته از آن می‌پردازد و سپس مقوله بحث انگیز ارزش در تحقیق و بی طرفی ارزشی از دیدگاه وبر مورد کنکاش قرار می‌گیرد. در نهایت در بررسی تبیین در علوم اجتماعی، به دو نوع تبیین تاریخی و جامعه شناختی پرداخته می‌شود و مفهوم علیّت در نزد وبر معرفی می‌شود.

کلیدواژه ها: ماکس وبر، تفهم، نوع آرمانی، ارزش، علیت، تبیین


مقدمه

در حالیکه پیشگامان جامعه شناسی فرانسوی(کنت، دورکیم) کاملا یا تا حد بسیار زیادی مکتب پوزیتیویسم را پذیرفته بودند و برای بنای علمی اثباتی درباره جامعه شناسی تلاش می‌کردند، جامعه شناسان آلمانی(مارکس، وبر) تحت تاثیر عقل گرایی ریشه دار در فلسفه این کشور(کانت، هگل) علوم انسانی- اجتماعی را فربه تر از آن می‌دانستند که تخته بند روش ها و برش های تنگ پوزیتیویستی شود. مارکس با طرح روش دیالکتیک در اندیشه اجتماعی و به نوعی پیاده سازی فلسفه هگل در این حوزه، عملا خارج شیوه ها و پیش فرض های پوزیتیویستی گام برداشت و وبر با تاثیر پذیری شدید از فلسفه و علوم تاریخی آلمان، با آنکه سعی در تعدیل و آشتی میان پوزیتیویسم و مکتب تاریخی این کشور نمود، شیوه خاص علوم انسانی- اجتماعی را خارج از شیوه های متداول پوزیتیویستی در علوم طبیعی دانست. نگاهی به تداوم مکتب آلمانی در جامعه شناسی که آشکار ترین جلوه آن را در مکتب فرانکفورت و هابرماس می‌توان یافت، نشان گر تاثیرات قدرتمند اصول روش شناختی آلمانی – به خصوص مارکس و وبر- است. این مقاله بر آن است تا به معرفی مختصر اصول و عناوین روش شناختی ماکس وبر بپردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در سه شنبه 8 فروردین1385 و ساعت |
مقدمه اي بر فلسفه علوم اجتماعي

مسلماً رابطه بين نظريه علمي و انواع معمولي انديشه و تفكر، تعاملي است، زيرا بسياري از مفاهيم و موضوعاتي كه بخشي از دانش عرفي و سنتي جامعه است، ريشه در نظريه هاي علمي قبلي دارند. مثلاً مفهوم جديد و پيچيده «نژاد» ريشه در نظريات قبلي دارد

كساني مانند وبر، دوركيم، جي دبيلواف  هگل، ديلتاي، برادلي،كارل ماركس و... همگي به نحوي با فلسفه علوم اجتماعي سرو كار داشته اند، اما هر يك به طريقي در اين رشته، نظريه اي را به منظور آشكارسازي بخشي از پديده به جامعه، معرفي كرده اند. در مقاله حاضر نويسنده سعي دارد چهار شيوه متمايز براي شناخت فلسفه علوم اجتماعي را تبيين كند. اين چهار شيوه شامل رهيافت تاريخي، رهيافت توجه به مسائل، رهيافت حركت هاي معاصر و رهيافت علوم اجتماعي خاص است.

هرچند برخي از مسائل و موضوعاتي كه در فلسفه علوم اجتماعي بررسي مي شود، عمري به قدمت فلسفه دارند (به عنوان مثال مسأله تقابل بين طبيعت و قرارداد و همچنين مسأله عقلانيت، زيرا ارسطو نيز به آنها پرداخته است)، ولي ظهور آشكار زيرشاخه اي از فلسفه با نام فلسفه علوم اجتماعي پديده اي بسيار جديد است و به نوبه خود فعاليت فلسفي بيشتري را موجب شده است. مسلماً ظهور فلسفه علوم اجتماعي با توسعه و رشد خود علوم اجتماعي ارتباطي تنگاتنگ داشته است.(لازم به ذكر است كه منظور از علوم اجتماعي، اقتصاد، روان شناسي، تاريخ، جامعه شناسي و مردم شناسي است؛ ولي فلسفه، منطق، الهيات و هنر را شامل نمي شود)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در یکشنبه 6 فروردین1385 و ساعت |

 

موضوع اصلي جامعه شناسي سياسي بررسي روابط متقابل ميان قدرت دولتي و نيروهاي اجتماعي است دولت پديده نیست كه مستقل عمل كند بلكه در شبكه پيچيدهاي از روابط اجتماعي سياسي و اقتصادي قرار دارد با اينكه دولت داراي كار ويژه هاي عمومي است. ولي هر دولتي داراي چهره مخصوصي به خود نيز مي باشد كه اشكال و انواع دولت ها را از هم متمايز مي سازند. «و مهمترين وجهي كه مورد بررسي جامعه شناسي سياسي است چهره خصوصي دولت و رابطه قدرت دولتي با منافع گروهها و نيروهاي اجتماعي است»

ولي ساخت قدرت هيچ گاه از منافع گروهها و شرايط جامعه جدانيست و روابط متقابل بين دولت و جامعه وجود دارد و جامعه شناسي سياسي به بررسي روابط متقابل بين دولت و جامعه مي پردازند در حقيقت جامعه شناسي سياسي در جهت بررسي اين روابط و توضيح و تبيين آنها است. ولي اين روابط هيچ گاه يكسان و پايدار نیست زيرا كه اولاً انواع مختلفي جامعه و دولت وجود دارد و دوماً اين جامعه ودولت هميشه در حال دگرگوني است. و به ترتیب آن روابط بين آنها نيز متغيير است اين تغيير و تحول نيز تاثير بسياري بر جامعه شناسي سياسي دارد و اين علم هميشه در حال تغيير و پويائي است. رابط ميان «دولت و جامعه به عنوان موضوع اصلي جامعه شناسي سياسي يكي از مهمترين و شايد گفت مهمترين موضوع نظريه پردازي سياسي و اجتماعي در طي قرون اخير بوده است.»

سابقه جامعه شناسي سياسي به فلسفه قديم يونان باز مي گردد كه مي توان از كوشش افلاطون و ارسطو براي تبيين انقلابها يا بررسي منتسكيو از شرايط آب وهوائي و جغرافياي و تاثير آن بر دولت در كتاب روح القوانين نام برد ولي جامعه شناسي سياسي بطور دقيق محصول عصر جديد و تاثير مكتب اصالت اثبات كنت وسن سيمون است، و مي توان گفت كه جامعه شناسي سياسي محصول عصر مدرنیته و تحولات ناشي از اين عصر مي باشد زيرا در دوره مدرنیته است كه فرد مي تواند بين خود و جامعه و دولت تفكيك قائل شود و در اين ميان پرسش اصلي درباره نوع رابطه دولت و جامعه در عالم واقع است برخلاف دوران ناشي از فلسفه سياسي كه در پي تبيين «بهترين » نوع رابطه دولت و جامعه است. و جامعه شناسي سياسي بيشترين تاثير را از انديشه مدرنيسم گرفته است و تحت حاكميت اين انديشه بوده است، ولي پس از رسيدن عصريست مدرن وتاثير اين نظريه برنظريات دولت و جامعه به نظر مي رسد كه الگوي جامعه شناسي سياسي مدرن قدرت كافي را براي توضيح و تبيين تحولات اجتماعي وسياسي عصر حاضر را نداشته باشد، هدف ما در اين تحقيق اين است كه ضمن نگاه كوتاه به دوران مدرنیته به چرخش پست مدرن که در جامعه شناسي سياسي ياد مي شود بپردازيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در چهارشنبه 2 فروردین1385 و ساعت |
 

 مقاله :نقش رسانه در مديريت بحران هاي سياسي

  نویسنده : محمدحسین فیروزی

بحـران از ريشه يونـاني بـه معني قضاوت ،‌ لحظه حسـاس ،‌ مشـاجره ،‌ نقطه تصميم گيري است . يعني رسيدن بـه مرحله اي كه پس از آن اوضاع مي تواند به نفع يا به ضرر خود تمام شود هر موقعيت بحراني دو سويه و دو لبه است وضعيت ناپايدار و تزلزلي كه در چهارچوب آن تغيير قطعي - بدتر يا ـ در شرف وقوع است ، هر نوع بي ثباتي كه به تغييرات اساسي منجر شود ،‌شرايط ،‌ اوضاع يا دوران خطرناك و فاقد اطمينان .

هر گاه پديده اي به صورت منظم و معمولي و آن طور كه از قبل پيش بيني مي شد جريان نيابد ،‌ نابساماني ايجاد شود يا نظمي مختل گردد و يا حالتي غير طبيعي به وجود آيد بحران مطرح مي شود.           (قاسميان 1382 ؛25)

 انواع بحران

از منظر ريخت شناختي ،‌بحران را مي توان  به اعتبار جنبه هاي گوناگون گونه شناسي طبقه بندي كرد. براي نمونه،‌ به اعتبار موضوع ،‌ بحران ها را مي توان به بحران هاي اجتماعي ،‌سياسي ،‌اقتصادي ،‌فرهنگي ، نظامي ، قومي ،‌ و .....

صورت بندي كرد. به اعتبار شدت تهديد ،‌تداوم زماني و درجه آگاهي نيز برخي بحران ها را به بحران هاي شديد ، نوظهور بدعتي ، كند ،‌ موردي ،‌انعكاسي ،‌ برنامه اي ،‌ عادي و اداري تقسيم بندي كرده اند.

به اعتبار گستردگي (فراگيري) ، مي توان بحران ها را به بحران هاي محلي ، ملي ، فراملي (يا محدود و فراگير ) تقسيم كرد. به اعتبارهاي ديگر ،‌ نظير علل و عوامل ،‌ دامنه و سطح ، اهداف مورد هجمه و ........،‌ نيز مي توان به گونه شناسي ديگري از بحران ها پرداخت .                                                                                          (‌  تاجيك، 1383)

در اين پژوهش بحران سياسي مدنظر است . بحران سياسي حالتي است كه در نتيجه ي آن ثبات و توازون نظام سياسي و اجتماعي برهم مي خورد . بحران هاي سياسي را بر حسب وسعت مكاني ،‌عوامل درگير و گسترده ي جغرافيايي تعارضات ، به دو دسته ي داخلي  بين المللي تقسيم مي كنند . بحران هاي سياسي داخلي ،‌ شرايط نامتعارفي است كه كه معمولا در ساختار سياسي يك كشور پديدار مي شود و بر حسب ماهيت ،‌زمان ، دامنه ،‌ شدت ونوع عوامل درگير در آن ،‌ شامل اشكال گوناگوني است ،‌ مثل مبارزه ي شديد و گسترده بين احزاب و سازمان هاي سياسي رقيب براي كسب قدرت ، ايجاد اختلافات شديد بين جناح هاي مختلف حكومت ،‌ كودتاي نظامي ،‌ اعتصابات دامنه دار ،‌شورش هاي خياباني ،‌ درگيري هاي قومي و .........  بحران هاي بين المللي نوعا ميان دو يا چند كشور بروز مي كند كه در اين پژوهش محل بحث ما نيست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در سه شنبه 6 دی1384 و ساعت |

از زمان به كار افتادن اينترنت بعنوان محل ملاقات مجازي كه علايق مشتركي دارند ارائه خدمات داده است امروزه گروههاي مذكور جامعه مجازي ناميده مي شونند در اين مقاله به بررسي انديشه هاي دانشجويان جوامع مجازي مي پردازيم كه متشكل از گروههاي با علايق مختلف در دانشگاه علوم كاربردي سوئيس مي باشد vicos شكل چندگانه يك جامعه است : اين روش ويژگي هاي جامعه آموزشي را همانند جامعه تجاري به هم پيوند مي زند در اين مقاله، يافته هاي يك تحقيق جامع و وسيع را كه مخاطب آن گروه اصلي (دانشجويان) مي باشند و نتيجه اش نظريه اساسي vicos مي باشد ويژگي اصلي اين مقاله پيوند بين طرح جامعه انديشه زايي vicos و قالب هاي شغلي كه نيازمند اجراي موفقيت آميز (انديشه دانشجويان جامعه مجازي ) vicos بعنوان يك پايگاه اينترنتي دائمي مي باشد . در سال 1996 نوع جديدي از دانشگاه دانشگاههاي علوم كاربردي سوئيس (uas) توسط حكم معرفي شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد حسین فیروزی در جمعه 25 آذر1384 و ساعت |